پارادوکس

شده تا حالا درد و دل کردن با یه دوست دوست داشتنی و شنیدن زندگی پر از غصه اون حال خوشت رو خراب کنه ولی از اینکه گوش شنوا بودی برای تخلیه روحی اش راضی ات کرده باشه حتی اگه خوب شدن حال خودت کلی زمان می بره؟

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر سپید

سلام دوستم .. خوبی ؟ ممنونم که یادم کردی .. دلم برات تنگیده بود .. سرت شلوغ شده دیگه تحویل نمیگیری ! [گریه] [چشمک]

مادر سپید

من ه بیچاره روزی صد دفه مورد هجوم احساسات منفی قرار میگرفتم .. چون با مادرای بچه های معلول زیاد ارتباط داشتم . ارتباطم رو کم کردم که اینقدر آسیب عاطفی و روحی نبینم .. خدا به ما همسایه ایی داد[شوخی] شوهر مرده و صاحب سه بچه که بمب تخلیه انرژیه ! طفلکی با هیچ کس هم غیر از من درددل نمیکنه ! منم دلم نمیاد بخوام بس کنه ... [نگران] باید یاد بگیریم که شنیدن مشکلات دیگران باعث ناراحتی طولانی مدت ما نشود ..

آرزو مامان آرش

آی تک جان سلام بهتری عزیزم؟ بله برای من هم خیلی پیش آمده [ماچ][بغل]

نفَس

این روزا هر روز این اتفاق برام میفته این حداقل کاریه که میتونیم برا دوستامون بکنیم[لبخند]

شنونده

نمیام. منصرف شدم.

آرام

آخ گفتی؟ فقط گاهی مشکل اینجاست که اگه خودت یک کم فقط یک کم آمادگیشو داشته باشی، این زمانه برای اینکه یادت بره و به حال عادی برگردی خیلی طولانی می شه.

خانوم خانوما

آره شده خیلی هم شده . ولی بعدش آدم راضیه از اینکه حداقل یه گوش شنوا واسه طرف بوده !

ونوشه

خیلی ......................................[ناراحت] اما حس مثبت بودنش زیاده[لبخند]

خورشید

آره که شده حالت گرفته می شه ولی می دونی اون کمی حالش بهتره