من و سی و پنج سالگی ام

روزهای آخر سی و پنج سالگی ام را خوب نمیگذرانم .در واقع تقریبا هر روزم را حتما با چند قطره اشک به اتمام می کنم.

فکر می کردم سی و پنج سالگی ام باید بهتر و کامل تر می بود .فکر می کردم کارهایم به یک سرانجام مقبولی باید می رسید .فکر میکردم به ساحل آرامش باید می رسیدم .ولی نشد یعنی نشد که بشود !

ناتمام مانده ام ! ناتمامی که دوستش ندارم ! همیشه فکر میکردم من چقدر آرزو و هدف دارم که باید برسم بهشان و بابت این روحیه خودم را دوست داشتم .الان در چند روز مانده به پایان سی و پنج سالگی ام همین حس نرسیدن به آرزوهایم را دارم اما حس جدیدی هم دارم که اصلا دوستش ندارم حس عدم توانایی در رسیده به ناتمام هایم! 

هرسال این موقع لیستی از برنامه های سن جدیدم اماده بود و شاید آخر سالش به یک سری هاش نرسیده بودم ولی در کل رضایت بخش بود.

امسال به یک چیزی رسیده ام : تو در رسیدن به آرزوهایت نمی توانی فقط بر توانائیهای خودت تکیه کنی کسانی هم که دوروبرت زندگ می کنند هم باید انرژیشان با تو در یک راستا باشد تا نتیجه ای را که دوست داری بگیری و افسوس که من در رسیدن به خواسته هایم خیلی تنها بوده ام.

و رسیدن به این نقطه خیلی سخت است و تلخ

/ 10 نظر / 11 بازدید
آفرین

[گل][گل][گل] همراه با بهترین آرزوها

آرام

آی تک تو و شوهر منو باید بزارن یه جا بشینین برای آرزوهای همدیگه و رسیدن نرسیدن بهشون گریه کنین. آخه کشتین شماها ما اطرافیانتون رو. بابا خیلی به خدا به خودتون سخت می گیرین . مگه آرزوهای آدم تمومی داره که بخوای سروقت به همشونم برسی آخه اونم تازه تو این مملکت بی سر و سامون و بی حساب کتاب. این برنامۀ در استانۀ سی و پنج سالگی تو رو ما هر شب عید و سال نو داریم به خدا. من اقتدار و عزم و توانایی و پشتکار و این ارادۀ قوی رو تو شماها تحسین می کنم و واقعا بهش غبطه می خورم ولی عزیزم تو رو خدا یه کمی هم به این فکر کن که همه ما قراره یه روز بمیریم و تازه روزش اصلا معلوم نیست و گاهی باید فکر کنیم مبادا اینهمه شب بیداریا و زحمتا و دردسر کشیدنا که بالطبع خانواده و اطرافیانم در بر می گیره، یه روزی با مرگ بی نتیجه بمونه و اونوقت باشه که ببینیم برای یه گپ ساده با عزیزانمون، تماشای یه فیلم دسته جمعی یا یه گردش آخر هفته وقتی نزاشتیم و دلیلشم فقط این بوده که فکر می کردیم باید به موقع به همۀ برنامه هامون برسیم. خیلی زندگی رو جدی می گیرینا، هدف داشتن خیلی خوبه چون به غیر از اون باشه آدم دچار روزمرگی می شه ولی دیگه اینقدرم نباید سختی

مامان نازنينها

من مطمئنم دوست خردادي من در همه حال به آرزوهائ و همه كارهاي نيمه تمامش خواهد رسيد

مریم

عزیز دلم. تقویم و سال و سن همه اینها چیزهای قراردادی ما آدم ها هستند.چرا خودت رو محصور و محدود به این اسامی کاملا قرار دادی می کنی.آرزو هاتو تا وقتی که توانش رو داری دنبال کن.

مرجان

اي تك نازنين اين چند وقت گذشته دو سه بار تو فيس بوكم حرف از نا اميدي و حتي پيري زدم دوستام دعوام ميكردن و من بهشون گفتن كه به محض پايان ٣٥ سالگي به اين حس رسيدم و دقيقاااااااا دقيقاااااا حس و حالم ، حس و حال تمام كلمات اين متنت بود اما يه چيزي ، لطفا نذار اين حس قوي بشه وگرنه به سختي ازش رها ميشي من دارم ماههاي اخر ٣٧ سالگي رو ميگذرونم و هنوز به اون احساس نسبتا بد ٣٥ سالگي نتونستم غلبه كنم چون خيلي بهش فكر كردم چون اجازه دادم پر و بال بگيره . لطفا اين افكار رو دور كن از خودت و تنها و بزرگترين هدفت رو بذار كه لذت ببري از همه چيز و شاد باشي . دوست ندارم حس و حالي كه من دو سال با خودم كشيدم تو هم تجربه كني . شاد شاد باش و از هر لحظه لذت ببر

مرجان

اي تك نازنين اين چند وقت گذشته دو سه بار تو فيس بوكم حرف از نا اميدي و حتي پيري زدم دوستام دعوام ميكردن و من بهشون گفتن كه به محض پايان ٣٥ سالگي به اين حس رسيدم و دقيقاااااااا دقيقاااااا حس و حالم ، حس و حال تمام كلمات اين متنت بود اما يه چيزي ، لطفا نذار اين حس قوي بشه وگرنه به سختي ازش رها ميشي من دارم ماههاي اخر ٣٧ سالگي رو ميگذرونم و هنوز به اون احساس نسبتا بد ٣٥ سالگي نتونستم غلبه كنم چون خيلي بهش فكر كردم چون اجازه دادم پر و بال بگيره . لطفا اين افكار رو دور كن از خودت و تنها و بزرگترين هدفت رو بذار كه لذت ببري از همه چيز و شاد باشي . دوست ندارم حس و حالي كه من دو سال با خودم كشيدم تو هم تجربه كني . شاد شاد باش و از هر لحظه لذت ببر

مرجان

اي تك نازنين اين چند وقت گذشته دو سه بار تو فيس بوكم حرف از نا اميدي و حتي پيري زدم دوستام دعوام ميكردن و من بهشون گفتن كه به محض پايان ٣٥ سالگي به اين حس رسيدم و دقيقاااااااا دقيقاااااا حس و حالم ، حس و حال تمام كلمات اين متنت بود اما يه چيزي ، لطفا نذار اين حس قوي بشه وگرنه به سختي ازش رها ميشي من دارم ماههاي اخر ٣٧ سالگي رو ميگذرونم و هنوز به اون احساس نسبتا بد ٣٥ سالگي نتونستم غلبه كنم چون خيلي بهش فكر كردم چون اجازه دادم پر و بال بگيره . لطفا اين افكار رو دور كن از خودت و تنها و بزرگترين هدفت رو بذار كه لذت ببري از همه چيز و شاد باشي . دوست ندارم حس و حالي كه من دو سال با خودم كشيدم تو هم تجربه كني . شاد شاد باش و از هر لحظه لذت ببر

تنهای تنها به انتظارش

سلام واقعا راست میگی بعضی اوقات برا رسیدن به خواسته ها باید امید اطرافیان باشه منم همیشه خودم هوای خودم داشتم

سعید ( چاغمان )

سلام... وبلاگ خوب و جالبی دارین...بعضی مطالب رو خوندم و حیفم اومدم بدون نظر برم...اگر به وبلاگ های دیگه سر میزنید به وبلاگ گاه نوشته های شخصی منم سر بزنید و اگر پسندیدید و قابل بود برای تبادل لینک بهم اطلاع بدید...اینجا رو قشنگ دیدم ! و خوشحالم برای این بازدید...

مسافر یادگیرنده

منم مثل تو فکر میکنم. اما میدونی آی تک جان. الان فکر میکنم اگه صبر کنم که یک روزی همه انرژی ها در راستای انرژی من قرار بگیره تا به آروزهام برسم ... این روز هیچ وقت نمیرسه و در نهایت به آرزوهات نمی رسی.اینکه بنظرم با تمام قوا خودت برو جلو :) موفق باشی