قانون خانواده ما

از روزیکه دخترک به جمع خانواده ما اضافه شد یه قانون نانوشته هم به جمعمون اضافه شد اونم اینه که دخترک یک انسانه هرچند در ابعاد کوچک و ما باید به عقایدش احترام بگذاریم

این قانون تا الان باعث نشده است دخترک لوس بار بیاید و در این پنج سال از این قانون راضی بوده ایم

دخترک دوست دارد سی دی کارتون ببیند ما فقط از او خواهش کرده ایم به روزی یک کارتون بیشتر نبیند و توضیح داده ایم که برای چشمانش خوب نیست او هم قبول کرده است هرچند روزهایی بوده که این  یک کارتون حتی به سه کارتون هم رسیده ولی روزهایی هم بوده که رعایت شده است

دخترک کتاب خواندن را دوست دارد ما هم هیچ مانعی برایش نگذاشته ایم و معمولا هرشب برایش کتاب خوانده شده است

دخترک دوست ندارد زیاد برای نقاشی خودش را معطل کند و شاید هفته ای یک بار بساط نقاشی اش به راه باشد ولی چون اجباری برایش ندارد وقتی خودش دوست دارد نقاشی کند معمولا ایده های بکری را به تصویر میکشد و من را همیشه یاد نقاشی های خودم در کودکی می اندازد که همیشه یک خانه و یک درخت و سلسله ای از کوههای پشت سرش بود و والسلام

دخترک دوست دارد با رنگ انگشتی تمام جانش را رنگ کند منعی ندارد به شرط اینکه قبلش سفره ای را در کف آشپزخانه پهن کند

دخترک سلیقه خاصی در لباس پوشیدن دارد و من مادرش سلیقه اش را شناخته ام و احترام قائلم و معمولا در صورت خرید لباس بدون همراهی خودش این قضیه را در نظر میگیرم و برای همین است که وقتی دوستم از اینکه دخترک من هرچه را برای پوشیدن انتخاب میکنم لبخند رضایت دارد و دخترک خودش اینطور نیست تعجب میکند این قضیه را عنوان می کنم.

دخترک از نظر دیگران دخترکی است که خیلی منطق سرش می شود بخصوص اگر این منطق از طرف پدر و مادرش عنوان شده باشد ما میدانیم که اگر اینطور است بخاطر رعایت همان قانون نانوشته خانه ماست ما حتی برای خرید وسایل خانه ، برای انتخاب مدرسه ، انتخاب لباسهای خودمان ، انتخاب چیدمان خانه و ... از دخترک نظر می خواهیم و جالب این که بدانید نظرش را هم در صورت منطقی بودن می پذیریم اگر غیر از این باشد با حرف زدن دلیل عدم قبولی را می گوییم.

خیلی ها از قانون خانه ما ایراد ها گرفته اند ولی وقتی میبینیم دخترک به نسبت ، دخترک معقولی است می دانیم که اشتباه نکرده ایم این را از آرامشش ،شادیهایش،تخیلاتش نقاشیهای آزادانه اش و ایده های بکر و بی ترسش و....میشود فهمید.

وقتی به این پنج سال گذشته نگاه می کنیم میبینیم کمترین درگیری سر از شیر گرفتنش ،از پوشک گرفتنش،ترک مکیدن انگشت شصتش ،جدا خوابیدنش و نظافت مثال زدنی اش .... را متحمل شده ایم.

دائما به خودمان یادآوری میکنیم که باید به او احترام بگذاریم تا جایگاه پدر و مادر محترم بودنمان حفظ شود تا به الان حتی برای یکبار دعوایش نکرده ایم یا خدای نکرده کتکش نزده ایم ولی او هم هیچوقت برای خواسته هایش پایش را به زمین نکوبیده یا ما را متهم به بد بودن نکرده و حرفمان را قبول داشته .

میداند که وقتی قولی به او داده ایم حتما انجامش خواهیم داد و همچنین میداند که اگر مسئه ای را قبول نداشته باشیم نمی تواند به زور قولی از ما بگیرد

دخترک ما جزو دخترکهای شیطان محسوب میشود کسانی که خواننده قدیمی وبلاگ خودش هستند می دانند که اوایل ینطور نبود و خیلی دخترک آرامی بود که ما دلمان میخواست کمی شیطان تر شود در حال حاضر دخترک از بازی و شیطنت سیر نمی شود ولی وقتی از ما تذکر بشنود می داند که باید تمامش کند که البته این از ترسش نشات نمی گیرد که صد البته مفهوم ترس از والدین را اصلا نچشیده است فقط می داند که به اندازه کافی فرجه برای شیطنتش داده شده است

دخترک برای خودش در اتاقش آزادی کامل دارد می تواند هرکاری بکند ،یک میز پر از لوازم آرایش دارد یک کتابخانه پراز کتاب و بیش از تمام دوستانش اسباب بازی ( اینهارا برای پز دادن نمی گویم به بقیه جمله ام توجه کنید) ولی تا بحال دیوار اتاقش را رنگ نکرده ،کتابی را پاره نکرده ،شیشه عطرش را روی خودش خالی نکرده یا اصرار نداشته با آرایش از خانه بیرون برود چون میداند که اگر اینکارها را بکند منعی ندارد و حریص نشده است. فقط استیکرهایش را روی کمد هایش چسبانده و هرچه نقاشی بکشد به در و دیوار اتاق و یخچال خانه می چسباند و به جای تنبیه ،تشویق هم می شود.

نمی گویم کل ارتباطمان مثبت بوده که نه یک دخترک پنج ساله کامل است نه ما ادعای پدر و مادر ایده آل بودن را داریم ما هم در تربیت کردنمان خیلی وقتها به مشکل و یا حتی به بن بست خورده ایم ولی در کل خانواده ای را تشکیل داده ایم که با بحث حول مسائلمان سعی کرده ایم به نتیجه برسیم نه با تحمیل نظرمان به دخترک و این را دخترک متوجه شده است که اگر انجام چیزی یا کاری برایش صلاح نباشد و پدر و مادرش این قضیه را گوشزد کنند می تواند به نظرشان اطمینان کند و قبول کند .

و حتی نمی خواهم بگویم که شمایی که در اینجور مسائل با بچه هایشان مشکل دارید راه را اشتباه رفته اید ولی میخواهم بگویم ما با این روش نتیجه خوبی گرفته هایم.

در .واقع اون به ما ایمان دارد و ما به او.

پ.ن: اینها رو ننوشتم که یه عده بیان بگن شما ها از خود راضی هستین و یا چه می دونم هزار تا حرف دیگه بهم بچسبونن این پست د رجواب کسائیه که ازم سئوال کرده بودن چطور اینقدر دخترک حرف گوش کن و آرومه والله بچه من یه دخترک شیطونه  و صد البته هیچ کار خارق العاده ای هم بلد نیست که البته تخیل فوق العاده ای هم داره که این نشون از اینه که فکرش تحت فشار نیست و داریم سعی میکنیم آزاده بارش بیاریم ما  حتی برای آموزش هم تحت فشارش نمی ذاریم و عمیقا اعتقاد داریم یه دختر آروم و بی دغدغه سالمتر از یه دخترک استرسی و تحت فشاره چیزی که تک تکمون اگه به بچگی های خودمون مراجعه کنیم این قضیه رو تائید خواهیم کرد. پس به دور از قضاوت بخونید لطفا

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نینا مامان ویانا

مطلبت فوق العاده بود به درد منه دختر دار خیلی میخوره اما ایتک جان دختر من انقدر شلوغه که گاهی مجبور میشم سرش داد بزنم تا متوجه کار بدش بشه از این بابت خیلی ناراحتم اما چاره ای هم ندارم

لبخند

سلام دوست خوبم امیدوارم منو یادت باشه ساده زیبا و بی ریا می نویسی بهت تبریک میگم لذت زندگی پس از 2سال مجددا با مطلبی در مورد شیوه صحیح تحریک جنسی همسر به روز شد چکیده ای از مطلب: فرقی نمی کند که همسرتان چقدر دوستتان داشته باشد و بخواهد ارضائتان کند؛ تحریکات و شور جنسی او به هیچ وجه شبیه به شما نیست. به همین دلیل غیرمنطقی است .............. احتمالاً زندگی جنسی شما دچار یکنواختی شده است. حتی مهیج ترین فرد در رابطه جنسی ............ همانند گنجشک آمیزش نکنید و همسر خود را آماده و راضی سازید . سعی کنید در اولین مرحله ............ منتظر حضور گرمت هستم

نفَس

آفرین به این شیوه صحیح امیدوارم ما هم در آینده بتونیم چنین شیوه ای پیاده کنیم دختر گلتو میبوسم[ماچ][بغل]

گلپر

می دونی از دختر عاقلی مثل تو کمتر از این هم انتظار نمیره . نک تک جملا ت رو با لذت خوندم .

ساحل

عزیزم این شیوه فقط برا نیروانا و یا هر بچه ای جواب میده که از ابتداشخصیت ارامی داشنه باشه خود محور نباشه و ابته رفتار یکسان ژدر و مادر در هر شرایطی جواب میده که خوب خیلی سخته البته تو بهترینی این توش شکی نیست[گل]

مامان بانو

آی تک جون از خوندن این مطلبت لذت بردم و با اینکه فقط یکبار دیدمت به جرات میتونم بگم که به روش تربیتت ایمان دارم و نتیجه اش را در همون چند ساعت در نیروانا دیدم. این نوشته تو میتونه راهنمای خوبی برای همه به خصوص من باشه. بووووس[قلب]

من

سلام × اولین مطلبیه که از شما می خونم و اونم با معرفی .... شیوه ی تربیتی شما بسیار متناسب با روحیات فرزندتان(ماحصل دریافتهای وراثتی و محیطی) هست. متاسفانه یا خوشبختانه, شیوه ی تربیت برای همه یکسان نیست و بر اساس والدین و فرزندان تغییر میکنه... ذکر این موضوع رو از اون جهت لازم دیدم که بعضی از خوانندگان مطلب شما, غبطه خورده بودند یا وعده ی تقلید دادند! × البته .. کدهای کلی در مسیر تربیت صحیح تقریبا قابل تقلید و آموزش هستند. اما جزئیات برای هر کسی تفاوت داره ×× ×× به این قسمت از مطلبتون هم رجوع میدم: "تا بحال دیوار اتاقش را رنگ نکرده ،کتابی را پاره نکرده ،شیشه عطرش را روی خودش خالی نکرده یا اصرار نداشته با آرایش از خانه بیرون برود چون میداند که اگر اینکارها را بکند منعی ندارد و حریص نشده است" این نتیجه از کجاست که حریص شدن ,صرفا نتیجه ی منع شدن است؟! ...یا منع شدن حتما به حریص شدن منجر می شود؟!! .. چون شما به اصول تربیتی ارزش میدید و حتما بهتر از من می دونستید,فقط یادآوری می کنم که 2 جزء مهم مورد نیاز کودک, یاد گرفتن وجود منع و موانع از یک طرف , و تمرد و مخ

من

, و تمرد و مخالفت و جواب رد از طرف دیگه هست. متاسفانه خیلی از والدین,کودک مطیع و آرام و مودب رو نمونه ی یک کودک ایدئال میدونن! در صورتی که این کودک گلخانه ای بوده و فقط به درد محیط خانه می خورد..... در جامعه موانع زیادی بر سر راه فرد قرار می گیره که کودک باید شیوه ی صحیح مواجهه با اونها رو یاد بگیره...گاهی اطاعت, گاهی چانه زنی , گاهی شورش! در جامعه وسوسه ها و خطرات زیادی وجود داره, کودک باید توان "نه" گفتن رو در خودش ببینه که فقط در نتیجه ی "نه" گفتن بجا به والدین به دست میاد .... ××× دخالت کردم عذر می خوام موفق باشید

مریم

من هم پسرکی 2 ساله دارم که مثل دخترک شما با او رفتار می کنیم وبسیار هم مثبت بوده چون بر خلاف سن وهیکل کوچولوش بسیار بزرگتر رفتار می کند من هم نتیجه گرفتم