من و دلتنگیهام

میدونی چیه ؟ الان یواش یواش میفهمم وقتی میگن تهران خاکش گیراست یعنی چی؟ 

شایدم چون بالاخره به نوعی تهران شهریه که من توش از 18 سالگی تا 33 سالگی زندگی کردم یه جورایی ناخواسته دوسش دارم .یا شایدم یادم رفته چه شهر دودگرفته پر ترافیکیه 

هرچی که هست من الان دلم برای تجریش و بازار سبزی اش تنگ شده 

من دلم برای هوای بعد از عیدش که ملسه و درختاش پر یاس میشه تنگ شده

من دلم برای شهر کتاب مرکزی اش تنگ شده ( امسال حتی نتونستم یه تقویم خوشگل برای خودم بخرم چون شهر کتابی نبود تنها سررسیدی هم که دارم یکی از هتلها هدیه عید فرستاد که چون خودم برای خودم نخریدمش دوسش ندارم و نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم حتی نتونستم مثل هرسال صفحه اولش آرزوهامو بنویسم و برنامه هام رو ردیف کنم )

من دلم برای اون لیست کردن کتابهای جدید و پرسه زدن توی خیابون انقلابش تنگ شده ( وای باورم نمیشه من معتاد به کتاب چند ماهه کتاب نخوندم وای برمن )

من دلم برای جاده چالوس رفتنهاش تنگ شده

من دلم برای دکه های روزنامه فروشی اش تنگ شده

من برای زیر پل سید خندان و بوی گندش تنگ شده

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
مامان نازنينها

جانا سخن از زبان ما ميگويي ٠ منم دقيقاً همينةاحساس رو دارم هركي ميگه لااقل تو هواي خوب تنفس ميكني ميگم من دلم براي همون هواي آلوده هم پر ميكشه

یه مامان (مریم)

الهی بگردممممممممم ولی این واقهیته که آدم تا چیزی رو داره قدرشو نمیدونه[ناراحت]

نفیس

سال نو مبارک آی تک جان ایشالا یه سفر زودی میای تهران و همه دلتنگیهات از بین میره و بعد دلت برای آرامش کیش تنگ میشه[بغل][ماچ]

جرم شناس

با اون جاده چالوس شدیدا موافقم ان شالله هرجا هستین موفق باشید

آرام

خاک و دود و دم و هوای آلوده و سر و صدا و داد و بیداد و شلوغ و پلوغ و اعصاب له ولی حق با توئه انصافا آدم دور که باشه انگاری یادش بره ها، دلش الکی الکی تنگ می شه. یه سر بیا به سرعت پشیمون می شی عزیزم. سال نو مبارک. شاد باشی. قسمت نخوندن کتاب بیشتر دلمو سوزوند عزیزم چون خوب درک می کنم یعنی چی

نوشین

دوست خوبم سلام امیدوارم سال خوبی درکنار خانواده داشته باشید تازگی دختر مولانا از موریل موفروی راخواندم امتحانش کن