قهوه ترک

کله ام رو می کنم توی فنجون آبی ام و یه نفس عمیق می کشم و بوی قهوه ترک رو میدم توی ریه هام ،این بو رو دوست دارم،شنیدم برای تقویت حافظه هم تنفسش خوبه ولی دلیل کار من اینه که این بو سر زنده ام می کنه حالا اگه کمکی به حافظه ام بکنه فبها

هر هفته یکشنبه ها ساعت ١١ به بعد صبح اجبارا از تجریش محبوبم رد می شم ولی چون وقت ندارم و ضمنا پول تجریش گردی هم ندارم از کنارش آروم میگذرم نیم نگاهی میندازم و نیمچه لذتی میبرم گاهی گل سری چیزی برای دخترک حاصل همین رد شدن از سر پل تا میدون قدس بوده ،البته چون وقت ناهار خوردن هم ندارم یه لیوان بزرگ شیرموز خوشمزه از آبمیوه فروشی سر بازار هم نصیبم میشه و همیتطور که نرم نرمک راه میرم جرعه جرعه هم میخورم

با یادآوری بوی قهوه ترک و جرعه جرعه خوردن شیر موز یاد تغییر رفتارهام در طی زمان میفتم در اینکه خودم کاملا به این قضیه واقفم که آدم متنوع المزاجی هستم شکی نیست و هیچوقت کسی نمی تونه ادعا کنه من رو با یه عادت همیشگی میشناسه

بعضی عادتها  در من ماندگار تر بوده اند ولی آنها هم تاریخ مصرف داشته اند مثلا همین قضیه قهوه خوردن تا یکی دو هفته پیش اگر روزی دو الی سه لیوان نسکافه نمی خوردم احساس میکردم یک چیزی در زندگیم کم است و این عادت دو سه سالی هست که با من بوده،ولی خب هیچوقت عادت به خوردن یک نوع از این نوشیدنی دوامی  نداشت ،مدتی نسکافه ساده ،بعد نسکافه با شیر ،کافی میکس ساده،کافی میکس با طعم آیریش،کارامل،کاپوچینو ... ولی خب طعمهایی هم بوده که هرگز دوستشان نداشته ام مثل کافی میکس با طعم فندق

بار آخر از کیش یک بسته کافی میکس با طعم آیریش( که یکی از آن انواعی است که طولانی تر دوستش داشته ام)خریدم غافل از اینکه اصلا طعم محبوبم را نمی داد (این نسکافه خوری در من نخصص طعمها را ایجاد کرده ) و دلم را زد با اینحال دانه بعدی را خوردم شاید اشتباه کرده باشم و بعدی و بعدی به جایی رسید که حالم را بهم زد و از هرچه نسکافه زده شدم(بگو چه مرضی بود آخه)

در یکی از همین یکشنبه های تجریشی از کنار پاساژ البرز که رد شدم بوی قهوه مستم کرد نیم نگاهی کردم ببینم کافی شاپی چیزی باز شده دیدم اشتباه میکنم آهی کشیدم و در حال خوردن شیر موزم( شاید دومین نوشیدنی محبوب من در حال حاضر) رد شدم .

هفته بعد دوباره تکرار شد و من کنار خیابان ایستادم و بعد از تمام شدن محتویات لیوان در دستم وارد پاساژشدم و از پله ها پائین رفتم دیدم تنها همان مغازه همیشگی قهوه فروشی این پاساژ است فقط یک دستمال را آب قهوه! زده و روی پنکه اش چسبانده و بو را تا خیابان کشانده ! دستم رفت که کافی میکس ام را بخرم نشد ناخود آگاه یک بسته قهوه ترک را برداشتم و بهمراه یک قهوه جوش تک نفره خریدم و آمدم بیرون.

حالا از آن روز یک فنجان قهوه ترک صبحها می خورم یک فنجان عصرها ،فعلا هم دوستش دارم ،نمیدانید اگر از این نوع قهوه زده شدم چه نوع دیگری را می شود جایگزین کرد؟

خیلی عادتهای عجیب دیگری هم در من به تناوب وجود دارند که شاید در آینده راجع بهشان نوشتم 

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
RS232

خیلی ساده و زیبا می نویسید. یک لحظه من را به یاد خاطرات میدان تجریش انداختید آن هم در آن زمانی که برف همه جا را پوشانده بود.

فلور

تجریش همیشه دیدنی ست ...خوشا به حالتان... من همیشه قهوه دم کردنی میخورم با شیر. گاهی هم یه تکه شکلات کاکائویی میندازم توش, وقتی که هنوز داغه و شیر نریختم توش تا حل شه...یه جورایی آیریش میشه ولی خود آدم درست کنه بهتر میشه مزش! شاید خوشتون بیاد! [گل]

شیلا مامان نیما

اتفاقا این عادت رو منم دارم و تنها جنبه واقعا منفی حاملگی هم همینه که دیگه نمی تونی راه به راه قهوه بخوری و کیفش رو ببری. تازه اون موقع بود که معنی ترک عادت رو فهمیدم. فکر کنم دوباره باید حامله شم[قهقهه][زودباش]تا قهوه خوردنم ترک بشه. قهوه و شیر کاکائو رو البته با یک نسبت خاص مخلوط کن بد نمیشه

شیلا مامان نیما

در ضمن بهترین قهوه ها رو چهار راه استانبول داره. حتما یه سری بزن پشیمون نمی شی

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم یه کافی میکس نستله بدون شکر گرفتم که چاق نشم. بعد دیدم کلا اینکاره نیستم . حالا توش نبات !!!! می اندازم و می خورم . یه صفایی داره .[ابله][ابله]

نوشا

قهوه فرانسه هم خوبه اما کلا طرز تهیه اشو مزه اش با ترک فرق داره ... منم این عادتم مثل شماست ... هر از گاهی تنوع میدم

شنونده

زندگیه دیگه!

خانوم خانوما

عزیزم تو یکی از تجریش گردی های یکشنبت ما رو هم سهیم کن. فقط کافیه قبلش بهم بگی من به تجریش نزدیکم مرخصی می گیرم میام پیشت یه دور کوچولو با هم بزنیم. نظرت چیه ؟ راستی تو که مثل من اهل نسکافه ای نسکافه شیرین عسل رو که تازه زده رو هم امتحان کن . من طعمش و دوست دارم پودر خامه داره .

masoud

سلام. اين وبتون يه كوچولو زنونست اخه همش مامانا وخانوما ودخترا توش كامنت گذاشتن... اما يواشكي وقتي خانوما خواب بودن اومدم ب وبتون يه سرك كوچولو كشيدم [شرمنده] ميدوني واقعا خوشحالم كه از ته دل از زندگي راضي هستي و احساس ارامش ميكني هميشه از خدا خواستم كه همه مردم يه زندگيه خوب و اروم داشته باشن(ساده يا مجلل بودنش اصلا مهم نيست) اميدوارم تا اخر عمرتون اين خوشبختي ادامه داشته باشه و هر كجاي اين دنبا كه هستين كنار خانوادتون دلتون شاد باشه و لبتون خندون....[قلب][پلک]

masoud

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.(ویلیام شکسپیر)[فرشته]