خدایا شکرت

سال گذشته یه همچین روزی شاید بشه گفت بدترین روز کل عمرم محسوب می شد 

توی راهروی بیمارستان شلوغ راه میرفتم و میلرزیدم و گریه می کردم و تنها صحنه جلوی چشمم التماسهای مامان به ما بود که نذاریم ببرنش اتاق عمل و حلالیت میخواست

اون روز و روزهای بعدی روزهای پراسترس وحشتناکی بود و فقط یه آرزو تو دلم بود یه بار دیگه بتونم مامان رو سالم در آغوشم بگیرم

دکتر خیلی پیش بینی های ترسناکی کرده بود از نابینایی بگیر تا فلج کامل اعضای بدن تا.... اسمشو نبر

الان که مامان روز سالگرد یه همچین جراحی سختی پیشمه و داره راه میره و خونه من رو جارو میکنه و زیر لب حرف میزنه میفهمم که میخواد امروز سرش رو گرم کار کنه و من خوشحالم که مامانم پیش منه و صحیح  و سالم بدون هیچ نوع عارضه ای

الان هرکی از من میپرسه خوشبختی یعنی چی میگم یعنی اون لحظه ای که تو بیماستان پشت  شیشه های آی سی یو مامانم پاهاشو تکون داد .خوشبختی یعنی اون لحظه ای که خودش روز ششم جراحی به پرستارا گفته بود به خونه زنگ بزنین تا حرف بزنم و وقتی من گوشی رو برداشتم دیدم گفت آی تک من آبمیوه می خوام .خوشبختی یعنی امروز که مامانم تو خونه منه و داره برام آش گوجه درست میکنه .

خوشبختی یعنی امروز من

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احد

سلام خانم لطفآً به وبلاگ منم یه سری بزنید و در کل تقاضا دارم تبادل مطلب داشته باشیم من از طرفی وبلاگمو میخوام تبدیل به وب سایت کنم اگر افراد لایقی مثل شما بتونید کمک کنید به این هدف خواهم رسید منتظ نظر شما هستم ممنون

sanaz

این پستت اشک رو به چشمم آورد...منم هرگز نمیتونم درد و ناراحتی عزیزانم رو تحمل کنم...بخصوص مادرم...خدا رو شکر که الان کنارت سالم و سلامته

zahra

سلام وب خوبی داری [لبخند][تایید]

علی اکبر

مگهمامانت چه مریضی ای داشت

جی جی

حرفات موروتنم سیخ کرد درکت میکنم یعنی اون لحظتو درک میکنم چون مامان منم جلو چشمام از رو دیوار افتاد زمین و هیچ حرکتی نکرد هنوز شوک اون روز رفع نشده الان سلامه پیشمه اما من هنوز نمیتونم اون روزو فراموش کنم هنوزم نفس کشیدن واسم سخته امیدوارم زود راحت شم دیگه نیازی به تحمل این چیزا نداشته باشم

!!!

اشکمو درآوردین که... مادرها انسان های فوق العاده ای هستن با اینکه هم مادرم و هم پدرم قلبمو شکستن با اینکه مدت هاست باهم قهریم اما عاشقانه دوسشون دارم!!! حتی طاقت ندارم یه روز کسل ببینمشون،حتی وقتایی که سرما میخورن من میمیرم و زنده میشم تا حالشون کاملا خوب شه!!! امیدوارم همیشه پدر و مادر هممون سلامت باشن و لحظه ای غمی تو دلشون نباشه

بیتا مامان کیان و کیارش

سلام عزیزم خوشحالم که مامان صحیح و سالم پیشته کاش مامان منم سالم میشد مشکل مامان چی بوده خانومی؟؟

آرمان همدانی تویسرکانی کرزانی

سلام از قلم فرسایی ودیده رنجانی شما سپاسگزارم جالب وزیبا بود {رسالت فرهنگ وهنر ایرانی وتاثیر آن بر انسان ایرانی }در وب سایت ما لطفا ما رو از نظرات خودتون محروم نفرمایید

ریحانه

قدر مادرتو بدون. مادر من که از دست رفت. از آی سی یو سالم بیرون نیومد. به جای من اگر مادرت پیشته بشین پیشش و توی چشماش نگاه کن و بغلش کن و ببوسش و با هم یه دل سیر حرف بزنین . آخ که چقدر دلم برای مادرم تنگ شده.