پست شماره 500 شروعی دوباره

دیگه تصمیمم رو گرفتم ف خیلی به این موضوع فکر کردم ولی بعدش دیدم خودم اینجوری راحت ترم حتی اگه فرقی هم نکنه

یه مدت میخوام خصوصی بنویسم نه برای اینکه دلم نمیخواد بعضیا بخونن نه دیگه به اون بلوغ فکری توی این سن رسیدم که برای حرفهایی که از دهنم درمیاد دفاع داشته باشم فقط نمیدونم انگار راحت ترم .یادمه صحرا هم دقیقا همین حس رو داشت !

بخصوص که خیلی هم خواننده ای ندارم ( با توجه به سابقه نوشتن در وبلاگم ) هیچوقت هم دنبال خواننده جمع کردن نبودم .یه سری دوست و رفیق دارم که درهرصورت دنبال می کنند همونان لطفا اگه دوست داشتن بازم باهام باشن برام کامنت بذارن تا پسورد رو بهشون بدم .

دوستتون دارم فعلا همین

/ 22 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلپر

استاد جون من هم رمز ميخوام لطفا [ماچ]

نفیس

وووو آی تک جون من خیلی وقته نیومدم یهو دیدم خصوصی شدن پستهات [ناراحت]

نسترن مامان باران

سلام.درسته کامنت نذاشتم این چند وقته اما حتا یکی از نوشته هاتم از دست ندادم.در هر صورت اگه دوست داشتی رمز رو به من هم بده.

نوشین

سلام عزیز چرا خواننده ای ندارید؟بهتره بدونید که برای من که به هروبلاگ ونوشته ای رضایت نمیدهم یکی از بهترین ها هستید امیدوارم شادی زودتر به لحظه هایتان برگردد منتظر رمزتان هستم.....

نفیس

آی تک جون چرانمی نویسی؟

مامان نازنينها

به به دوست خوبم از ديدن كامنتت اونقدر خوشحال شدم كه بدو اومدم اينجا ٠ هرجند ديدم پستها رمز دار شده ولي خوب بهرحال خوشحالم كه هستي و مينويسي دوست عزيزم ٠ نيرواناي نازنين رو ببوسيد ٠ راستي اگه منو هم قابل بدونيد خوشحالم ميشم رمز رو به من هم بديد

Doost

خوشحال ميشم به منم رمز بديد!

آرام

آی تک جان سلام. اگه ممکن باشه من پسورد می خوام. ممنون می شم برام بفرستی. فراغغ بالم یه کم بیشتر شده و اینروزا بیشتر ی تونم تو دنیای مجازی بگردم و به دوستان سر بزنم. مرسی

خواننده وبلاگ

سلام من از مخاطبان وبلاگتون هستم مدتی بود که به ویلاگتون سر نمیزدم الان که اومدم متوجه شدم یادداشت هاتونو خصوصی کردین امکانش هست که به من پسورد بدین؟ مرسی[لبخند]