من و دلنوشته هام

كاركردن و كار نكردن مسئله اين است
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٦
 

نميدونم شايد اثرات سي سالگي باشه شايد هم اثرات مادر شدنم باشه يا چه ميدونم هر چيز ديگه اي ولي جديدا خيلي به كار نكردن فكر ميكنم مني كه هميشه شعارم اين بود كه كار كردن بيرون از خونه باعث ميشه خانمها اجتماعي تر باشند و به روز تر باشند و ضمنا هميشه از اينكه فقط زن خونه باشم و بساب بساب و آشپزي كنم بدم ميامده ( با عرض معذرت از خانمهاي خانه دار ) ولي هميشه اين شعارم بود از اينكه فقط يه خانمي باشم كه راجع به ترشي و مربا درست كردن حرف بزنم يا اينكه بشينم سبزي پاك كنم و چه ميدونم خيلي آدم مفيدي باشم يه چهار تا كتاب بخونم خوشم نميامده ولي يه چند وقتيه كه ديگه خيلي خسته ام . خسته روحي و خسته جسمي . يعني در واقع بيشتر از خستگي يه چيزهاي ديگه اي دلم ميخواد . يه جورايي اون حس زنونه ام قوي تر شده يا شايدم پير شدم. نه نه پير نشدم آخه اصلا احساس پيري ندارم . ولي خيلي دلم زن بودن ميخواد . منظورم از زن بودن اينه كه دلم ميخواد خونه ام هميشه تميز باشه . غذام هميشه آماده باشه و بدون عجله و سرهم بندي درستش كنم. بتونم بافتني ببافم. بتونم گلدوزي كنم. واي نقاشي نگو كه دلم لك زده. از همه مهمتر تا ساعت 10 صبح بخوابم و با ارامش دخملك رو بيدار كنم و صبحانه اش رو با ارامش بهش بدم و موهاشو شونه كنم و دستش رو بگيرم و دوتا ئي بريم پياده روي و خريد خونه و پارك و .... بعد بيائيم خونه با هم غذا درست كنيم . بهش قصه بگم باهاش بازي كنم . كارتون ببينم و ... و عصر هم با چائي آماده منتظر همسر جان باشم تازه نه با قيافه خسته و ژولي پولي بلكه با آرايش و تروتميز .

 

ولي ولي ولي :

 

اگه منيكه عادت به كار كردن داشتم تو خونه بشينم و حوصله ام سر بره و ديگه كار خوب پيدا نكنم چي؟

 

اگه از نظر مالي به همسر فشار بياد چي؟ هميشه يادم بايد باشه كه اول آشنائيمون بهش قول دادم كه همراهش هستم تو هر زمينه اي درسته كه اون ميگه عزيزم من يه همسر شاد ميخوام ممكنه بهمون كمي فشار بياد ولي كمي تغيير تو برنامه ريزي مالي خونه شايد بهمون يه مدتي فشار بياره ولي بالاخره راهش رو پيدا ميكنه تو نگران نباش ولي كاملا ميدونم و اينو از چشماش ميخونم كه نگرانه . من نميتونم رفيق نيمه راه باشم ميتونم؟ تو دوراهي بدي گير كردم . اطرافيان هركدوم يه چيزي بهم ميگن كه بيشتر گمراهم ميكنه . يكي ميگه كارت رو ول نكنيا تو اين دوره زمونه خيلي سخته منو ببين چقدر پشيمونم؟ و من توي دلم ميگم تو راهي از دور زندگي منو ميبيني . اينكه سعي كردم هميشه حفظ ظاهر كنم . بابا بخدا منم آدمم خسته ميشم همه چيز كه پول نيست و ميدونم كه داري منفعت همسرمن رو فقط در نظر ميگيري و شايد برات اصلا مهم نباشه من چه احساسي دارم و در مقابل حرفت فقط سكوت ميكنم .

 

يكي ديگه ميگه ول كن بابا مگه منكه كار نميكنم از نظر شعور اجتماعي و سواد چي از تو كم دارم اصلا تامين مالي خانواده وظيفه مرد خونه است و باز تو دلم ميگم نه بابا گذشت اون دوران وقتي من ادعام ميشه كه چيزي از يه مرد كم ندارم و حقوق زن و مرد بايد يكي باشه نميتونم به اين فكر كنم كه تامين مايحتاج زندگي فقط وظيفه مرد خونه است بابا زندگي ما اصلا اينجوري نبوده و نيست همه چيزمون برابر بوده . تا الان هيچوقت احساس نكردم كه اون مرد خونه است و من زن خونه . ما دوتا دوست بوديم و هستيم خارج از موضوع جنسيت . يكي ميگه كمي به خودت استراحت بده دوسه ماهي بشين خونه شايد دوباره هوس كردي بري سر كار حرف اين يكي منطقي تره ولي چه تضميني هست كه دوباره كار خوبي پيدا كني.

 

ووووووو

 

حالا تو اين هيرو ويري كه دچار سردرگمي هستم و آقاي همسر عزيزم طبق معمول من رو توي تصميم گيري آزاد گذاشته و ميگه من فقط دلم ميخواد تو خوشحال و راضي باشي پدرم زنگ زدند كه براي تكميل اون رزومه اي كه به سازمان داده بودي زنگ زدم منم كه كلا دلمشغولي هاي بالا رو فراموش كردم با خوشحالي گفتم راست ميگي؟ خب چيكار كنم كه گفت راستش مداركت رفته زير دست آقاي .... كه همكلاسيخودت توي دانشگاه بوده و اونم بلافاصله به من زنگ زده ( پدرم استاد خودمون بودند توي دانشگاه ) كه استاد من خيلي به شما و دخترتون مديون هستم ( من هميشه دلم براي اين آقا ميسوخت چون هم سنش خيلي بالاتر از ما بود و خيلي تلاش ميكرد و هم از شهرستان ميكوبيد و  ميومد و هميشه تو كلاس خواب بود و نتيجتا سر امتحانها خيلي شوت ميزد و من داوطلبانه سر امتحانها ورقه اش رو ميگرفتم و براش مينوشتم ) و اين آقا يادش بوده . خلاصه كه امروز تمام مداركي رو كه داشتم كپي گرفتم و براي پدرم فرستادم و شديدا از دست خودم عصبانيم آخه بابا منكه همش دارم غر ميزنم كه نميخوام كار كنم پس چرا اينكاررو ميكنم . البته از حق نگذريم اگه كارم درست بشه خيلي جاي خوبيه . يه سازمان دولتي با تمام مشكلات حجاب مجاب و اينا ولي از نظر كاري و مالي خيلي بهتر و نميدونم كارم درسته يا نه ؟