من و دلنوشته هام

افكار قاطي پاطي
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٥
 
1-شايد تو با ديگران فرق ميكني
شايد هم ديگران با تو فرق ميكنن
يه چيزايي رو درك نميكني نميفهمي چرا وقتي ميتوني يه پول زبون بسته رو بدي به يه آدم بدبختي كه كمك حالش باشه بري يه مهموني 180 نفره آنچناني بگيري و اسمش رو هم بذاري سفره ابوالفضل
و يه عالمه آدم فوق العاده پولدار بيان و پشت ميزهاي آنچناني بشينن و برق طلاهاشون چشمت رو كور كنه و چند تا آيه قرآني بخونن و پاشن برن .
نميفهمي . نميفهمي
--------------------------------------------------------
2-امروز ديگه تصميم ميگيري صبحها تو ماشين راديو گوش ندي. ولي نميشه كه دلت ميخواد از اخبار روز بي خبر بموني . ولي اين روزها از حرفهايي كه زده ميشه حرصت ميگيره.
امروز اخبار داشت ميگفت كه ساعات كار خانمها بايد كم بشه و نبايد فقط محدود به ماه رمضان باشه
البته اكثر خانمها شايد دعاشون هم بكنن ولي تو فكر مي كني بي دليل نيست كه ميخوان خانمها كمتر كار كنن . اينا ميخوان خانمها تو صحنه هاي اجتماعي كمتر حضور داشته باشن.ا معني نداره يه ضعيفه بره بيرون كار كنه و خونه اش مرتب و چايي اش آماده نباشه. ااا يعني چي؟
كم كم ميان و ميگن اصلا خانمها حق ندارن كار كنن فقط بايد آشپزي كنن و كهنه بچه بشورن.
اصلا اين كاررو هم نكنن ديگه كدوم كار فمايي حاضره به يه كارمند خانوم كار بده ؟ اصلا خود شما اين كارفرما باشين ترجيح ميدين به يه آقاي تمام وقت اتاق بدين يا يه خانوم نيمه وقت؟
ولي خب در كل توي ضعيفه حق نداري كار اجتماعي داشته باشي كه اون موقع همه چيز حاليته و ديگه آقايون نميتونن ازت سواري بگيرن . اون موقع به نظرت سنگ و سنگ بند مياد؟ نمياد كه.
شانس بياريم حق رانندگي و حق راي و حق .... رو هم ازمون ميگيرن و خلاص .

3-بابا هي جلوي خودم رو ميگيرم كه نگم من بيسوادم و هيچي نوفهمم نميشه كه نميشه
نه كه نميشه ميشه ها ولي خب منم دلم ميخواد سواد وبلاگي داشته باشم خب
وقتي ميبينم ديگران حسابي به چم و خم پرشين وارد هستند و من هيچي نميدونم لجم ميگيره
بابا يكي به من اينا رو بگه:
1-چه جوري بفهمم كيا وبلاگشون رو آپ ديت كردند
2-چه جوري روزشمار بذارم بالاي وبلاگم
3-چه جوري ميتونم فايل صوتي بذارم روي وبلاگم
4-چه جوري ميتونم صداي ضبط شده و فيلم دخترك رو بذارم
.....
ببخشينا بالاخره دوست خنگ داشتن دردسر هم داره ديگه