من و دلنوشته هام

ناسيوناليست
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۳
 
صبح تو ماشين كه ميشيني طبق عادت هرروزت راديو رو روشن ميكني و موجش رو ميذاري روي راديو جوان و ميشنوي كه ميگه امروز در موزه نميدونم چي چيه انگليس مجسمه سر سرباز هخامنشي رو كه مربوط به تخت جمشيد ميشه رو به حراج گذاشتند و كلي چشمات گرد ميشه و بعدش در كمال خونسري ادامه ميده كه ما اينكارشون رو محكوم ميكنيم و نمي پسنديم و حتي سفارت ايران در انگليس نامه اي هم در اين مورد تنظيم كرده و براي دولت انگليس فرستاده و تو با عصبانيت ميگي: فقط همين كار رو كرده خب بابا سرمايه مملكتمونه و همينطور كه داري حرص ميخوري به ادامه اش گوش ميدي كه ميگه دولت ايران اعلام كرده اگه اين مجسمه توسط كسي خريداري بشه كه از انگليس خارجش كنند ما اجااااااااااااااااااااااا زه نميديم . خيلي خنده داره . باز هم نطقت باز شد كه بجاي اين مسخره بازيها خب برن بخرنش بابا سرمايه ملي ماست يعني اينهمه پول دور ريخته ميشه خريد يه همچين چيزي ارزش نداره كه دقيقا وسط حرفهات ميگه كه نميدونم فلان كسك گفته ما بابت چيزي كه مال ايران و ايراني هست پولي پرداخت نخواهيم كرد و خود دولت انگليس بايد اين رو پس بده .
شايد حرفش درست باشه ولي به نظرت تو اين شرايط كه به سرمايه ملي كشورت چوب حراج زدن بايد يه كاري بكني كه حتي به اونها ثابت كني اين سرمايه برات خيلي ارزش داره نه اينكه به يه نامه اكتفا كني و بشيني دست رو دست بذاري.
شايد هم تو عقلت به اين چيزها قد نميده .
 شايد هم اصلا بايد سرت رو مثل كبك زير برف كني. .
 شايد هم اي بابا در مقابل اتفاقهاي خيلي مهمتري كه ميفته اين كه عددي نباشه .

شايد هم اين فضوليها به تو نيومده