من و دلنوشته هام

افكار قاطي پاطي
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤
 
1-امروز بايد دخملك رو ببرم چكاپ دكترش 10 روز پيش كه مريض بود و گوشش التهاب و چرك داشت آنتي بيوتيك داد و گفت سر 10 روز بيارش ولي خيلي دودلم كه بازم ببرمش دكتر خودش يا اينكه دكتر ناطقيان رو امتحان كنم . آقاي همسر مخالفه ميگه همون دكتر خودش ببرش كه سوابقش رو داره ولي خسته شدم از بس دارو ميده خوشم نمياد خلاصه كه خيلي دودلم
2-بازم يه هفته تا شب بايد تنها باشم و ترجيح ميدم وقتم رو يه جورايي با دوستام پر كنم هرچند روزايي هم كه تا شب تنهام اينقدر كارريخته سرم كه اصلا متوجه گذر زمان نميشم
3-از دست اين كار لعنتي حسابي شاكيم امروز قراره بابا با دوستش تو اون سازمان صحبت كنه خدا كنه درست بشه هرچند كه خيلي دلم ميخواد اگه درست هم نشد يه چند وقتي اصلا كار نكنم يعني ميشه؟
4-آلوچه جونم تولدت مبارك
5-ديروز كلي تو خونه به كارام رسيدم و خستگي در كردم ولي دوباره صبح كه اومدم اينجا قاطي كردم
6-فيلم اره ماهي جان تراولتا رو ديدم خوشم اومد جالب بود از فيلمهايي كه تا آخرين لحظه نميدوني قراره چي بشه خوشم مياد
7-يه اميدواري خاصي دارم به اينكه كار اون سازمان درست ميشه
8-خيلي حال ميده وقتي مستاصل نشستي و توي دلت داري حساب و كتاب ميكني كه چه جوري پول محضر براي خونه ات رو جور كني و داري ميز توالتت رو مرتب ميكني يهو از بين آت و اشغالها يه پاكت كوچولوي كارت تبريك بپره بيرون و اول فكر كني واقعا كارت تبريكه و بندازيش رو ميز و تقي صدا بده و مشكوك بشي و بازش كني ببيني به به يه سكه تمام ببيني واقعا چه حالي كردما