من و دلنوشته هام

 
نویسنده : آي تك - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٥
 
1- اين روزها شديدا احساس بي مصرفي و تنبلي و بدردنخوري دارم

2-هرچي به دروديوار ميزنيم پول وام مسكن جور نميشه كه تا آخر ماه بريم خونمون رو سند بزنيم نميدونم چيكار كنم اصلا هم دلم نميخواد از بابا اينا كمك بخوام ديگه روم نميشه و تا 4 شنبه بيشتر فرصت ندارم
3-بالاخره طلسم پروژه تاليف كتاب رو ديشب شكستم و منابعي رو كه لازم داشتمبراي اينكار آماده كردم اميدوارم امشب ديگه بشينم پاي كاراش و شروعش كنم

4-شديدا هم درگير پروژه پوشك گيري دخملك هستيم اساسي

5-دلم كلاس ورزش ميخواد

6-امروز استاد زبان 6 سال پيشم زنگ زده بود و شديدا احساس خجالت ا زاينكه ديگه هيچي بارم نيست بهم دست داد دلم كلاس زبان ميخواد
 

7-يه مسئله اي براي خواهرم داره پيش مياد كه من خيلي دلم ميخواد خوب پيش بره و همش دارم تو دلم دعا ميكنم كه بشه اي خدا يعني ميشه؟ اگه بشه چي ميشه؟ چي ميشه اين يه دونه خواهر نانازي من عاقل باشه و درست تصميم بگيره اي خدااااااااااااااااااا

8-ديشب يه فيلم ترسناك هم ديديم فكر كنم اسمش GOTHIKA بود اگه اشتباه نكنم خوب بود دوست داشتم اصولا از فيلمهايي كه توش آدمها دچار مشكل روحي و چند شخصيتي و اينا هستند خوشم مياد

9-خيلي فكرم قاطي پاطيه وقت كم دارم كار زياد دارم ولي خوبم يعني سعي ميكنم كه خوب باشم

10-دلم ميخواد يه عالمه كتاب بخونم ولي چند ماهي ميشه بخاطر درگيريهايي كه دارم اصلا وقت نميكنم شايد بعد از تاليف اين كتابه البته اميدوارم .