من و دلنوشته هام

هفتگانه دوهفته ای !
نویسنده : آي تك - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
 

1- همیشه وقتی می دیدم یکی میگه مثلا پنجشنبه ها روز محبوب منه یا چه میدونم یه روز دیگه هفته فکر میکردم که من چه روزی رو دوست دارم ! تازگیا فهمیدم برعکس خیلی ها که اخر هفته رو دوست دارند من اولین روز هفته رو بیشتر دوست دارم شاید چون بعد روز تعطیلیه احساس میکنم انرژی دارم و شارژم .

امروز هم مثل دوهفته پیش که اومدم نوشتم حالم خوبه متوجه شدم که دوسه روز تعطیلی بوده و من حالا که تموم شده پرانرژی ام و به کارام بهتر رسیدگی میکنم.

 

2- توی فی.س بوکم نوشته بودم  آدمها به نظر من سه  دسته اند : سازگار، بیخیال ( دقیقا یادم نمیاد کلمه ای که نوشته بودم) و سرسخت و گفته بودم که نمیدونم جزو چه دسته ای هستم !جالبه دوستانی که از قدیم من رو میشناختن و چند وقتیه ازم بی خبرن گفته بودن سازگارم ولی اونایی که باهام ارتباط دارند نوشته بودن سرسختم ! به این نتیجه رسیدم که انگار از یک دوره گذار رد شده ام!

 

3- یه هفته ای بابا پیشم بود ! خیلی خیلی کیف کردم .اونایی که من رو میشناسن میدونن چقدر بابایی ام و هیچوقت نشده بود توی این دوازده سال متاهلی ام این اتفاق بیفته ! این دوسالی که اینجا هستم هرسه چهارماه یه بار بابا برای سه روز اونم برای برگزاری کلاس اومده بود ولی خیلی هول هولکی رفته بود کلاس و اومده بود خونه و بعد هم تهران ایندفعه عمدا بلیتش رو دوروز زودتر از کلاس و یه روز بعد از کلاس گرفتم و کلی باهاش کیف کردم هرچند با وجود نیروانا خانم کامل نتونستم بابا رو مال خودم بکنم ولی بوی تنش ، صدای دلنشینش ، راه رفتنش رو حسابی حس کردم و لذت بردم( دلم براش تنگ شد یهویی ) فکر کنم به بابا هم خوش گذشت انرژی خاصی داشت ، سعی می کرد ظرفها رو بشوره ،بهم کمک کنه ، بازار هارو بگرده ،شام بریم بیرون و .... کاری که توی تهران عمرا نمی کنه .

 

4- الان میفهمم چرا استادیوم رفتن برای آقایون اینقدر لذت بخشه ،همیشه فکر میکردم آدم حسابیا که نمیرن ( ببخشید البته ) ، اینجا خانمها اجازه دارن برن تماشا و ما دوروز رفتیم تیم محل کار آقای همسر رو تشویق کردیم .آی کیف داد آی کیف داد!

 

5- گلپر جونم مامان شدنت خیلی برام لذت بخش بود عزیزم .مبارکت باشه .میخواستم بهت بزنگم گفتم کمی با نی نی جون باشی و دوره نقاهتت رو بگذرونی بعدا.

 

6- کسی از ویولت ( من و ام اس) خبر نداره ؟ من خیلی وقته نمی تونم وبلاگش رو باز کنم .چند روزه خیلی به یادشم.

 

7- جای دوستان خالی دوروز پشت سرهم با چند تا از دوستان رفتیم دریا ( انگار نه انگار دورتادورمون دریاست از پارسال نرفته بودم !) خیلی انرژی گرفتم خیلی !