من و دلنوشته هام

بی صدا
نویسنده : آي تك - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳
 

این روزها حالم خوب نیست , درد بدی در جانم ریشه دوانده ,‌دردی که کلافه ام کرده ,‌دردی که اصلا دوستش ندارم ,‌صدا ندارم! کلاس دارم ! کلاس ندارم ,درد دارم, صدا ندارم , سرفه می کنم . و و و این شده برنامه این روزهای من .

گرمای این روزهای کیش خودش حکایتی است برای من بخصوص که کولر ماشین هم چند ماهی است خراب شده و درستش نکرده ایم ! این قصه قدیمی گرفتگی صدای من هم که سالی چند بار پیش میاید و پزشکان محترم و حاذق هردفعه حواله ام میدهند به ناکجا آباد هم حکایتی است آنهم این روزها که ترم تابستانی دانشگاه شروع شده و من هفته ای سه روز هرکدام سه ساعت کلاس دارم ! چه می توانم بکنم؟ هیچ دو روزش را به ضرب شیر داغ کرده و آمپولهای پیاپی برای دوسه ساعت صدا داشتم و بعد بییییییییییییییب

یکروزش هم کنسل شد و رفت پی کارش !

شبها تا افقی می شوم سرفه هایی دارم که حتی نگران همسایه ها و بیخوابی شان هم می شوم چه برسد به اعضای خانواده .

صبحها هم دردی که قفسه سینه ام دارم کلافه ام می کند.

همه اینها قابل تحمل هست اگر بدانم از چیست و چاره ام چیست ! نه میدانم و می دانند از چیست و نه تجویز درست و درمانی برایم دارند .

صدای عزیزم برگرد ,سرفه جان دست از سر کچل من بردار بی زحمت !

 

 

پ.ن 1: نوشته مالی چند روز پیشه الان دیگه خدا رو شکر صدا دارم

پ.ن2: وبلاگ دخترک هم به روز شد .nirvana84.persianblog.ir