من و دلنوشته هام

آزادی
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٥
 

آزادی یعنی اینکه اینقدر آزاد باشی که اگه دلت نخواست جواب کسی رو ندی راحت جوابشو ندی .

آزادی یعنی اینکه اجازه ندی کسی مزاحم زندگی خصوصی ات بشه .

آزادی یعنی اینکه آزادانه و بدون ترس بگی نمیخوام باهات ارتباط داشته باشم .

آزادی یعنی خودت تعیین کنی با چه کسانی رفت و آمد کنی و اونایی رو که باهاشون حال نمیکنی یا دوسشون نداری یا اذیتت می کنن دورشون یه خط قرمز خوشگل بکشی .

آزادی یعنی اینکه برای مقابله با مشکلات زندیگت فرار نکنی یه کشور دیگه ،بمونی مشکلاتت رو شناسایی کنی اونایی رو که دوسشون نداری حذف کنی اونایی رو که دوسشون داری بغلشون کنی و با بودن با اونا خوش باشی .

آزادی یعنی اول خودت فرهنگ آزاد زندگی کردن رو بلد باشی بعد از دیگران توقع رعایت آزادی تو رو داشته باشی.

آزادی یعنی آزاده زندگی کردن ، آزاده تصمبم گرفتن ، آزاده خندیدن،آزاده پوشیدن و صد البته رعایت آزادی های دیگران .

به جای دیگران تصمیم نگیر ، به جای دیگران عاشق نشو،به جای دیگران گریه نکن ،به جای دیگران تصویر سازی نکن تا بتونی لذت ببری از هرچیزی که الان در اختیارته .

هرکاری دلت میخواد انجام بده به شرط اینکه کارهایت مزاحم آزادی دیگران نباشه .

اصلا می دونی چیه ؟ هرکسی خودش برای خودش تعریفی برای آزادی داره ،شاید تعریف من با تعریف توی نوعی فرق کنه ،قرارم نیست تعاریفش یکی باشه فقط قراره هرکسی خودش بدونه رعایت چه چیزی اذیتش میکنه یه راه دیگه ای پیدا کنه که آزادانه تر به زندگیش برسه.

ببین ! خودت باید بدون کمک یکی دیگه به اهدافت برسی شاید راهنما لازم داشته باشی ولی اون راهنما من نیستم . من خیلی هنر کنم اعتقاداتم رو توی زندگی خودم پیاده کنم  .

ببین ! من زندگیم رو خودم مدیریت کردم البته توی این مدیریت یه آقای همسری هم بوده که روشهامون رو با هم هماهنگ کردیم .من مزاحم خلوت اون نشدم اونم مزاحم خلوت من نمیشه . زندگی مشارکتی قویی هم داریم که وقتی اشتراکاتمون به نتیجه میرسه هیچوقت غصه نداشتن گاه و بی گاه خلوتمون رو نخوریم.

میدونی چیه بچه جون! آزادی توی هر برهه ای از زمان یه معنا میده ! وقتی مجردی یه جور ،ولی متاهلی یه جور،مادری یه جور،پدری یه جور ، ولی اینی که تحت هر شرایطی ثابته نگرش تو نسبت به هرکدوم از این برهه هاست که تغییر نمیکنه .

آره جونم ! من معتقدم زن آزاده ای هستم نه برای اینکه شعار داده باشم ، آزاده ام چون شخصیتم شکل گرفته و میدونم از زندگیم چی می خوام و برای رسیدن به اون خواسته هام کسی جلومو نمیگیره شاید منم راهنما لازم داشتم ، شاید همسرم  یه جاهایی برای رسیدن به اهدافم به دادم رسیده ولی ترس نداشتم از اینکه الان کسی با حرفهای من مخالفت بکنه ،میدونستم کمک بخوام هرکسی که دلم بخواد میتونم روش حساب کنم چون با کسانی ارتباط دارم که خودم انتخابشون کردم و میدونم همیشه باهامند .تعدادشون کمه چون دلم نمیخواد هرکسی رو وارد زندگیم کنم ولی هرکدومشون برام دنیایین.

آره رفیق! من آزاده ام چون  هروقت دلم بخواد میخندم بدون ترس از قضاوت شدن،هرچی دلم بخواد میخورم و می پوشم و میگردم بدون اینکه ملاحظه کسی رو بکنم .میدونم کجا چه جوری  بپوشم یا بخورم و بگردم تا راحت تر باشم نه اینکه چه جوری قضاوتم بکنند

گفتی نقاب ، گفتی سانسور ، ببین آدمها باید نقاب داشته باشن این هیچ ربطی به آزادی نداره مثلا من وقتی غصه ای دارم که نمی خوام دوستانم رو ناراحت کنم یا شاید هم درگیرشون کنم نقاب لبخند دارم باید داشته باشم دیگران مسبب ناراحتی من نیستن نباید ناراحتشون کرد .برعکس شاید یه جایی هم لازم بوده نقاب قدرت به صورتم بزنم ،یه جا دیگه نقاب مهربونی و ... 

گفتی سانسور، سانسور هزاران معنی داره ولی برای من توی این دنیای مجازی معنی اش اینه که شاید دوست نداشته باشم تمام گفته های زندگیم رو برای کسانیکه شاید خیلی هاشون رو اصلا نمیشناسم بازگو کنم ، شاید رسالت وبلاگ من یه چیز دیگه باشه ، هیشکی توی این 6 سالی که من اینجا مینویسم نمیتونه بیاد بگه من مزاحمتی براشون ایجاد کردم دلم خواسته رفتم و خوندمشون ،دلم نخواسته نرفتم،دلم خواسته کامنتی گذاشت و لینکشون کردم دلم نخواسته کسی وادارم نتونسته بکنه ،اون دوستایی رو هم که دارمشون دیگه این روحیه من دستشونه ،هیچوقت گدایی بازدید نکردم شاید خیلی از این لینکایی که من میخوانم اصلا روحشون خبر نداره من میخونمشون . من یه وبلاگی دارم که هروقت دلم خواسته توش نوشتم نه اینکه موظف کنم خودم رو هرروز و هرروز آپ شم تا خواننده هام رو از دست ندم . از اسم وبلاگمم معلومه درسته؟ هیچوقت تو این 6 سال اسمشم عوض نشده !

ولی در نهایت آدمها هرروز با مسائلی روبرو میشن که ناخودآگاه توی شخصیتشون و نوشته هاشون و طرز فکرشون تاثیر میذاره و نمی تونی کسی رو محکوم کنی که تو  دیروز خوب بودی چرا امروز اینقدر بد شدی .همه زندگیها پستی و بلندی هایی دارن که باعث میشه آدمها درسهای جدیدی بگیرن و روش های جدیدی رو پیش بگیرن.

 امیدوارم فهمیده باشی چی میخوام بگم و دیگه مزاحمتی برای آزادی دیگران نداشته باشی ،اصلا بشین توی یه کاغذ بنویس از زندگیت چی میخوای و چه چیزهایی آزارت میده چه چیزهایی رو دوست داری ،بدها رو از زندگیت دونه به دونه به مرور حذف کن خوب ها رو جایگزین کن ببین زندگیت چقدر قشنگ تر میشه اون موقع هوس نمیکنی وارد حریم شخصی کسی هم بشی ( اینم راهنمایی دیگه چی میخوای؟)

 

پ.ن : این نوشته مخاطب خاص داره ! ولی برای تک تک ماها هم میتونه این چالش پیش امده باشه درسته؟