من و دلنوشته هام

اولین پست 92
نویسنده : آي تك - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٩
 

سلام 

دلم می خواهد به دوستانم تبریک عید بگویم ولی امسال اصلا حال و هوای عید به من دست نداده!

سفره هفت سینم را کس دیگری چیده . خانه ام را کس دیگری تمیزکرده .سبزی ماهی پلویم را کس دیگری پخته . از مهمانان مسافرم کس دیگری پذیرایی کرده و از همه مهمتر برعکس سالهای قبل که بالاخره یک شب عید جیبم کمی پول داشت امسال خالی خالی بود ان هم با خانه پر پر از مهمان

امسال سر تحویل سال نو مثل  هر سال چشمانم را بستم تا آرزوی سال جدید را مرور کنم ولی اینقدر ذهنم مشوش بود که هیچ آرزویی نکردم

جالب اینجاست که امسال سال من است ! سال مار و من شدیدا معتقدم بهترین اتفاق زندگیم در سال خودم باید بیفتد!

امسال همه اعضای خانواده مان درکنار هم سر سفره هفت سین بودیم ولی من احساس شدید تنهایی داشتم

اولش که خوب نبود خدا آخرش را خیر کند هنوز بغض سر سال تحویل را در گلویم حس می کنم .تازه به این نتیجه رسیده ام که لالمانی هم گرفته ام و اینجا هم نمی توانم مثل گذشته ها باشم

فکر کنم باید برگردم  به نوشته های سالهای گذشته ام شاید آرزوهایم تک به تک یادم بیفتد

تازه باید مثل هر سال سررسید پاپکو را تهیه کنم شاید به واسطه آن آرزوهایم یادم بیفتد 

من بدون آرزوهایم هدفهایم را گم کرده ام  تبدیل به یک ادم پوچگرا شده ام !!! چیزی که ازش نفرت دارم

دوباره نیاز به یک تلنگر حسابی دارم

پاشو دختر پاشو به تو این حرفها نیامده پاشو به دوروبرت نگاهی بینداز .اصلا پاشو به فک و فامیلت زنگ بزن و تبریک عید بگو هرچند یک هفته تاخیر داری اصلا ازهمین جا شروع کن 

دوستان من عیدتون مبارک