من و دلنوشته هام

طعم شیرین و ترش خوشحالی و رنگ آبی و آرام بخش دریای خلیج فارس
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳
 

آره الان میفهممت , می فهممت وقتی میگی تن و بدنم برای عزیزام و درد و بلاهاشون می لرزه یعنی چی ,می فهمم پشت در اتاق عمل نشستن چه مزه تلخی داره ,یه تلخیه خاص که با هیچ تلخی دیگه ای قابل قیاس نیست , معنی دعاهای شب قبل از جراحی و دعاهای زمان راهی کردن عزیزت رو برای عمل و  دعاهای پشت در اتاق عمل و ... , الان کاملا می فهمم وقتی میگی تمام تنت رعشه گرفته بود که چی میشه یعنی چی , می فهممت وقتی خوشحالیتو از خوب شدنشون بروز میدی , می فهمم چرا آدمها از خوشحالی می تونن حتی کارهایی بکنن که قبلا حتی بهشون اعتقاد هم نداشته اند

الان می فهمم که انتظار برگشت ذره ذره علائم حیاتی عزیزشون رو با چه وضعیت روحی می کشن و هر کدوم از علائم رو که حس می کنن تمام تنشون از خوشی مور مور میشه چه شکلیه

الان میفهمم وقتی تو غربتی و دیگران رعایتت می کنن که خبرا رو بهت نرسونن و تو وقتی میفهمی چه بال بالی میزنی تا بری پیش عزیزت و فقط دلت میخواد بغلش کنی و بوش کنی چه معنیی داره

الان می فهمم دور شدن از شهر عزیز مریضت در حالیکه دلت پیشش مونده یعنی چی

الان می فهمم وقتی میگن طرف یه شبه ده سال پیر شد یعنی چی

الان می فهمم وقتی دکتر تقریبا نا امیدت کرده ولی وقتی از در اتاق عمل با خنده میاد بیرون و میگه همه چیز اونجور که دلم خواست پیش رفت و هیچ جای نگرانی نیست چه طعم و رنگی داره

طعم شیرین و ترش خوشحالی و رنگ آبی و آرام بخش دریای خلیج فارس

 

 

مرسی از محبت هاتون .مامانم خوب شد . ببخشید که دیر خبرتون کردم ولی از نظر روحی حالم مناسب نوشتن نبود الان خوبم چون مامانم خوبه و خونه است