من و دلنوشته هام

جوگیر جوگیر زاده
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٤
 

نگین جو گیر شده ها! من حالا حالا ها دلم نمی خواد بیام تهران ! اینجا با تمام دلهره هایی که هنوز گریبانگیرمه آرومم ! فعلا باهاش خوشم ! راضیم! بزرگترین موفقیتم تو این دو ماه لذت بخشه برام و هروقت یادم میفته دلم قیلی ویلی میره من بالاخره بعد از تقریبا 12-13 سال که از گواهینامه دار شدنم گذشته این فوبیای رانندگیم تو این جزیره شکسته و سه روزه بکوب دارم با لذت رانندگی میکنم اونم با ماشین مورد علاقه ام! و این برام فعلا از هر موفقیتی شیرین تره

نگین جو گیر شده ها! من اینجا رو بیشتر از تهران دوست دارم چون میتونم بیشتر به دخترکم برسم دیگه دخترکم جمله وقت ندارم رو از من نشنیده با وجودیکه تعداد کلاسام دقیقا به اندازه تعداد کلاسای تهرانه البته ناگفته نمونه که شاگردام خیلی خیلی  بهتر و حرف گوش کن تر از اونان تقریبا بعد از یه ماه می تونم بگم همه شون رو دوست دارم

 

نگین جو گیر شده ها! اینجا میرسیم هفته ای یه بار لااقل بریم دوچرخه سواری  , تفریحی که هرسه مون عاشقشیم

البته هنوز بعد از نزدیک دوماه همه چیز رو روال نیست ولی قدرت تحملم بالاتر رفته چون اینجا دوست داشتنیه اصلا هم وقت اضافه ای نداشتم که بگم وایییی چقدر کسل کننده است( آخه هردفعه با اینجاییها حرف میزدم و ازشون نظر میخواستم میگفتن زمان دیر میگذره اینجا) ولی برای من خیلی هم زود  میگذره هرچند بودن صمیمیترین دوستامون که دو  سال پیش اومدن اینجا بی تاثیر نبوده نمونه اش من امروز بعد از اینکه دخترک رو گذاشتم مدرسه برای صبحانه رفتم پیش دوستم و گفتیم و خندیدیم و نشون به اون نشون که ساعت 8 شب که با دخترک برمیگشتیم خونهجفتمون فکر می کردیم چقدر کم پیش هم بودیم!

خدای خودم مرسی همینجور سعی کن با من خوب باشی