من و دلنوشته هام

دوست گلم برات خوشحالم
نویسنده : آي تك - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٤
 
تا حالا شده از عاشق شدن يكي ديگه كلي ذوق كنين؟
به شماها چه ربطي داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه اگه طرف رو دوسش داشته باشين بهتون ربط داره باور كنين كه ربط داره
توضيح بدم؟ باشه
من يه دختر خاله مصلحتي دارم ( من خاله و دايي ندارم ولي اين خانوم دختر دوست بسيار صميمي 40 ساله پدرمه كه از قضا مادرشون هم كه من خاله صداش ميكنم دوست جون جوني مامان بنده است ) ما ازموقعي كه چشم باز كرديم همديگرو ديديم و من هميشه ايشون رو مثل خواهر م دوستش داشتم باور كنين مثل خواهر . پيش ميومد كه ماهها همديگرو نميديديم ولي من عاشقش بودم و هستم
يه دختر خانوم به تمام معنا . دوست داشتني . مهربون و باشعور
در حال حاضر يه 5 سالي ميشه رفته كانادا زندگي ميكنه
اينجا كه بود يه تجربه دوستي داشت كه پايان خوبي نداشت
من تا حالا بهش نگفتم ولي ميدونم اينجا رو ميخونه هميشه تو دلم ميگفتم اين پسره لياقت خواهر گل منو نداره پسر بدي نبودا ولي لياقت اين دوست من خيلي بالاتر بود
بگذريم
از موقعي كه رفت كانادا همش منتظر بودم يه روزي بياد بگه من عاشق شدم ولي خبري نبود تا چند روز پيش كه اين خبر رو داد و عكسش طرف مربوطه رو با يه ايميل طولاني پر از عشق رو برام فرستاد .
نميدونين چقدر خوشحالم خيلي خوشحالم . شايد به نظر مسخره بياد ولي خب چون دقيقا حس خواهرانه نسبت بهش دارم از اينكه كسي رو كه خيلي دوسش داشتم ميبينم كه زندگيش رنگ و بوي عشق گرفته و با توجه به اينكه خودم اين تجربه شيرين رو داشتم و الان ميفهمم چه حسي داره تو آسمونها دارم سير ميكنم
مانا جونم از صميم قبل آرزو ميكنم هميشه و همه وقت دلت عاشق باشه و زندگيت سراسر عشق باشه . حالا ديگه منو كاملا درك ميكني نه؟
دوستت دارم عزيز دلم