من و دلنوشته هام

پیرو این 6 تا عدد
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٥
 

١- امروز داشتم فکر میکردم که چقدر مدل درس خوندن من خاص و عجیبه ،حتما باید همزمان با درس خوندن یعتی واقعا همزمان به یه کار دیگه هم مشغول باشم از زمانی هم که یادمه اینجوری بودم یعنی چی؟ یعنی اون موقعها دوران راهنمائی و دبیرستان همیشه زیر کتاب درسی ام یه کتاب داستان داشتم یه پاراگراف درس می خوندم یه صفحه داستان جالب بود که هیچوقت هم تمرکزم به هم نمیریخت اکه هیچ تازه سریعتی هم درسامو تموم می کردم فکر میکردم این عادت از سرم اتاده ولی تو دانشگاه دیدم نه هم چنان ادامه داره ولی ابعاد جدیدتری هم داره مثلا چی؟مثلا یه پاراگراف درس میخونم یه صفحه از وبلاگ دوستان ، یه پارگراف دیگه می خونم ظرفهای توی سینک رو میشورم،یه پاراگراف می خونم خونه رو گردگیری میکنم و ... یه روز یه درس بسیار سخت داشتم هرکاری می کردم نمی تونستم تمرکز کنم رو خوندنش فهمیدم بخاطر اینه که اینترنت قطعه !!!! خنده داره نه؟ جای عجیب قضیه اینه که درسهایی رو که اینجوری خوندم نمراتش هم بالاتر بوده !!

٢- موضوع شماره یک خاطره بودا وگرنه الان امتحانا تموم شده و من بعد اط سه هفته طاقت فرسا به دامان خانواده برگشتم.

٣-پیرو شماره ٢ و ١ میخوام بگم که این حالت چند کاره بودن خودم!زندگیم هم همینجور داره میشه انگار یعنی چی؟ هنوز از امتحانا بیرون نیومده حتما یه اتفاق جدید برام میفته که اینقدر فکرم مشغول بشه که یادم بره به خودم قول داده بودم یه استراحت حسابی بعد از امتحانا داشت باشم حالا اگه اتفاقه قطعی بشه و به نتیجه برسه بهتون میگم فقط اینو بدونین یادم نمیاد آخرین باری که بی خیال زندگی کردم کی بوده!

۴-مورد ۴ به این معنی نیست که گرفتاری دارم به این معنیه که انگار خدا نمی خواد من هیچوقت از تحرک بیام بیرون و یکنواخت زندگی کنم خدایا بابت این قضیه و اون قضیه ازت ممنونم میدونم خیلی ها دوست دارند از روزمرگی در بیان و نمی تونن

۵-پیرو شماره ۴ برام دعا کنین بهترینها برام پیش بیاد

۶-پیرو همه پراکنده گویی های ۵ تا بالایی ازتون معذرت میخوام فعلا تحمل کنین تا خوب شم