من و دلنوشته هام

همینجوریا
نویسنده : آي تك - ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱
 

دوست ندارم تا یک کمی ناراحتم همه فکر کنن پس من تو زندگیم مشکل دارم  بابا مگه شما ها الکی یه موقعهایی مسائل رو واسه خودتون بزرگ نمی کنین؟ بابا مگه شماها روزهای خاص بیولوژیکی ندارین؟بابا مگه شماها همه تلخیهاتون مال همسران نگون بختتونه؟ نه پس چرا .. هیچی بابا خصوصی های جالبی نداشتم

ولی آی از اون طرف خوشم میاد از دوستائیکه بدون قضاوت باهام همدردی می کنن و انرژی بهم میدن مرسی

من خوبم یعنی در واقع تلخی ام مال یه روز بود

مگه میشه آدم سه روز خوب رو توی جزیره زیبای کیش با دوستان زیباتر از جزیره بگذرونه و حالش خوب نشه انگار فقط باید کمی از این شهر دود گرفته دور می شدم تا شیرین بشم به این نتیجه گرفتم بیشتر از همه دود و ترافیک این شهر با کارهای عقب افتاده شخصی خودم تلخم میکنن