من و دلنوشته هام

قانون خانواده ما
نویسنده : آي تك - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
 

از روزیکه دخترک به جمع خانواده ما اضافه شد یه قانون نانوشته هم به جمعمون اضافه شد اونم اینه که دخترک یک انسانه هرچند در ابعاد کوچک و ما باید به عقایدش احترام بگذاریم

این قانون تا الان باعث نشده است دخترک لوس بار بیاید و در این پنج سال از این قانون راضی بوده ایم

دخترک دوست دارد سی دی کارتون ببیند ما فقط از او خواهش کرده ایم به روزی یک کارتون بیشتر نبیند و توضیح داده ایم که برای چشمانش خوب نیست او هم قبول کرده است هرچند روزهایی بوده که این  یک کارتون حتی به سه کارتون هم رسیده ولی روزهایی هم بوده که رعایت شده است

دخترک کتاب خواندن را دوست دارد ما هم هیچ مانعی برایش نگذاشته ایم و معمولا هرشب برایش کتاب خوانده شده است

دخترک دوست ندارد زیاد برای نقاشی خودش را معطل کند و شاید هفته ای یک بار بساط نقاشی اش به راه باشد ولی چون اجباری برایش ندارد وقتی خودش دوست دارد نقاشی کند معمولا ایده های بکری را به تصویر میکشد و من را همیشه یاد نقاشی های خودم در کودکی می اندازد که همیشه یک خانه و یک درخت و سلسله ای از کوههای پشت سرش بود و والسلام

دخترک دوست دارد با رنگ انگشتی تمام جانش را رنگ کند منعی ندارد به شرط اینکه قبلش سفره ای را در کف آشپزخانه پهن کند

دخترک سلیقه خاصی در لباس پوشیدن دارد و من مادرش سلیقه اش را شناخته ام و احترام قائلم و معمولا در صورت خرید لباس بدون همراهی خودش این قضیه را در نظر میگیرم و برای همین است که وقتی دوستم از اینکه دخترک من هرچه را برای پوشیدن انتخاب میکنم لبخند رضایت دارد و دخترک خودش اینطور نیست تعجب میکند این قضیه را عنوان می کنم.

دخترک از نظر دیگران دخترکی است که خیلی منطق سرش می شود بخصوص اگر این منطق از طرف پدر و مادرش عنوان شده باشد ما میدانیم که اگر اینطور است بخاطر رعایت همان قانون نانوشته خانه ماست ما حتی برای خرید وسایل خانه ، برای انتخاب مدرسه ، انتخاب لباسهای خودمان ، انتخاب چیدمان خانه و ... از دخترک نظر می خواهیم و جالب این که بدانید نظرش را هم در صورت منطقی بودن می پذیریم اگر غیر از این باشد با حرف زدن دلیل عدم قبولی را می گوییم.

خیلی ها از قانون خانه ما ایراد ها گرفته اند ولی وقتی میبینیم دخترک به نسبت ، دخترک معقولی است می دانیم که اشتباه نکرده ایم این را از آرامشش ،شادیهایش،تخیلاتش نقاشیهای آزادانه اش و ایده های بکر و بی ترسش و....میشود فهمید.

وقتی به این پنج سال گذشته نگاه می کنیم میبینیم کمترین درگیری سر از شیر گرفتنش ،از پوشک گرفتنش،ترک مکیدن انگشت شصتش ،جدا خوابیدنش و نظافت مثال زدنی اش .... را متحمل شده ایم.

دائما به خودمان یادآوری میکنیم که باید به او احترام بگذاریم تا جایگاه پدر و مادر محترم بودنمان حفظ شود تا به الان حتی برای یکبار دعوایش نکرده ایم یا خدای نکرده کتکش نزده ایم ولی او هم هیچوقت برای خواسته هایش پایش را به زمین نکوبیده یا ما را متهم به بد بودن نکرده و حرفمان را قبول داشته .

میداند که وقتی قولی به او داده ایم حتما انجامش خواهیم داد و همچنین میداند که اگر مسئه ای را قبول نداشته باشیم نمی تواند به زور قولی از ما بگیرد

دخترک ما جزو دخترکهای شیطان محسوب میشود کسانی که خواننده قدیمی وبلاگ خودش هستند می دانند که اوایل ینطور نبود و خیلی دخترک آرامی بود که ما دلمان میخواست کمی شیطان تر شود در حال حاضر دخترک از بازی و شیطنت سیر نمی شود ولی وقتی از ما تذکر بشنود می داند که باید تمامش کند که البته این از ترسش نشات نمی گیرد که صد البته مفهوم ترس از والدین را اصلا نچشیده است فقط می داند که به اندازه کافی فرجه برای شیطنتش داده شده است

دخترک برای خودش در اتاقش آزادی کامل دارد می تواند هرکاری بکند ،یک میز پر از لوازم آرایش دارد یک کتابخانه پراز کتاب و بیش از تمام دوستانش اسباب بازی ( اینهارا برای پز دادن نمی گویم به بقیه جمله ام توجه کنید) ولی تا بحال دیوار اتاقش را رنگ نکرده ،کتابی را پاره نکرده ،شیشه عطرش را روی خودش خالی نکرده یا اصرار نداشته با آرایش از خانه بیرون برود چون میداند که اگر اینکارها را بکند منعی ندارد و حریص نشده است. فقط استیکرهایش را روی کمد هایش چسبانده و هرچه نقاشی بکشد به در و دیوار اتاق و یخچال خانه می چسباند و به جای تنبیه ،تشویق هم می شود.

نمی گویم کل ارتباطمان مثبت بوده که نه یک دخترک پنج ساله کامل است نه ما ادعای پدر و مادر ایده آل بودن را داریم ما هم در تربیت کردنمان خیلی وقتها به مشکل و یا حتی به بن بست خورده ایم ولی در کل خانواده ای را تشکیل داده ایم که با بحث حول مسائلمان سعی کرده ایم به نتیجه برسیم نه با تحمیل نظرمان به دخترک و این را دخترک متوجه شده است که اگر انجام چیزی یا کاری برایش صلاح نباشد و پدر و مادرش این قضیه را گوشزد کنند می تواند به نظرشان اطمینان کند و قبول کند .

و حتی نمی خواهم بگویم که شمایی که در اینجور مسائل با بچه هایشان مشکل دارید راه را اشتباه رفته اید ولی میخواهم بگویم ما با این روش نتیجه خوبی گرفته هایم.

در .واقع اون به ما ایمان دارد و ما به او.

پ.ن: اینها رو ننوشتم که یه عده بیان بگن شما ها از خود راضی هستین و یا چه می دونم هزار تا حرف دیگه بهم بچسبونن این پست د رجواب کسائیه که ازم سئوال کرده بودن چطور اینقدر دخترک حرف گوش کن و آرومه والله بچه من یه دخترک شیطونه  و صد البته هیچ کار خارق العاده ای هم بلد نیست که البته تخیل فوق العاده ای هم داره که این نشون از اینه که فکرش تحت فشار نیست و داریم سعی میکنیم آزاده بارش بیاریم ما  حتی برای آموزش هم تحت فشارش نمی ذاریم و عمیقا اعتقاد داریم یه دختر آروم و بی دغدغه سالمتر از یه دخترک استرسی و تحت فشاره چیزی که تک تکمون اگه به بچگی های خودمون مراجعه کنیم این قضیه رو تائید خواهیم کرد. پس به دور از قضاوت بخونید لطفا