من و دلنوشته هام

دوستی
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦
 

1-دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی،این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی را رفع نمی کنند، این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند ، خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چا خورده باشی، به بعدش هم فکر نمی کنی.

2-دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است پر از رنگو بو ، این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن، برای فرستادن اس ام اس هاس صد تا یک غاز،برای خاطره های دم دستی ،‌اولش هم حس خوبی به تو می دهند . این چای زود دم خارجی را میریزی در فنجان بزرگ، می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر میکنی خوشحالترین آدم روی زمینی ،‌فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر ، یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی ، نه چای

 

3-دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است ،‌باید نرم دم بکشد ، باید انتظارش را بکشی.باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی،باید صبر کنی،آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی،باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک،خوب نگاهش کنی، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی.

 

پ.ن: مطمئنا هم هماها از هرسه نوع این دوستی ها داشتیم و تجربه  کردیم و قطعا هر چه درجه بندی دوستی ها رو به پائین بوده تعدادشون هم کم بوده ولی وای بحال روزیکه همه دوستی هامون تبدین به نوع اول بشه و خیلی شانس بیاریم ار نوع دوم و خبری از نوع سوم نباشه ، که متاسفانه فکر کنم اکثرا همین هم شده. من یکی که دلم برای دوستی از نوع سوم لک زده