من و دلنوشته هام

دلتنگی هایی از نوع بی کینه گی!
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳٠
 

کینه ای نیستم ، این رو فهمیدم و برام مهمه ، برام مهمه و خوشحال کننده است وقتی میفهمم دلم اگه از کسی بگیره ناخودآگاه به مرور زمان کینه اش از دلم میره بیرون ، از اینکه اینو فهمیدم خیلی خوشحالم .

وقتی نوشته اش رو هم خوندم بدون اینکه بخوام دلم براش تنگ شد میشه گفت یه نوع دلتنگی همراه با دلسوزی تمام حرص ته مونده ای که ازش داشتم پرکشید و رفت احساس کردم چقدر دلش برای زندگی کوچیک و بی حاشیه اش تنگ شده ، دلم یه جوری شد احساس کردم خیلی دلش میخواد برگرده به عقب و همون زندگی کنار پنجره اش رو ادامه بده و چقدر بده که نمیتونه ، اونم بخاطر کاری که یکی دیگه کرده این نمیتونه دلتنگی هاش رو رفع کنه

از تک تک نوشته های اخیرش میشه دلتنگی برای روزهای گذشته رو خوند و به نظر من هیچ چیزی بدتر از این نیست که نتونی گذشته ات رو دوباره برگردونی هیچ چیز بدتر از این نیست که همه پلهای پشت سرت خراب شده باشن

خدا کنه اشتباه فکر کرده باشم و اون در حال حاضر از زندگیش راضیه و این نوشته فقط یه دلتنگی گذرا بوده باشه