من و دلنوشته هام

چرا؟
نویسنده : آي تك - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢
 

1-خانمه 45 سالشه ،25 ساله که ازدواج کرده و دوتا بچه داره هرکی از دور میبینتش میگه چه خوب وضع مالی اش خوبه ولی همیشه اون تفاوت شخصیتی بین خودش و همسرش یه جورایی تو ذوق میزنه ، وقتی بعد از اینهمه سال که میشناسیش توی یه جمع دو بیست نفره با شوهرش درگیر میشه و داد و بیداد میکنه و حالش بد میشه متوجه میشی که در موردش اصلا اشتباه نکردی و تا الان هم این خانم فیلم بازی میکرده که خوشبخته و خودش رو با پول و خرج کردن و گردش و ... بی خیال و خوشحال نشون میداده و از درون پایه های زندگیش داغونه.

2- خانم جوان فقط 23 سالشه ولی 5 ساله ازدواج کرده! بسیار دختر خوشگلیه !شوهرش از خودش حدودا 17 سال بزرگتره و کاملا مشهوده بخاطر پول باهاش ازدواج کرده!ولی خودش میگه از محیط خونه مون فرار کردم! خیلی ظاهر فوق العاده ای داره هرکسی میبینتش مدهوشش میشه،همیشه از شوهرش تعریف میکنه و از زندگی خوبش ولی یه روز میبینی حالش خرابه و افسرده است میفهمی ای دل غافل همه اش قمپز بوده و نه تنها زندگی خوبی نداره که از شوهرش متنفره ! دست بزن داره طرف و تازه اهل خوش بودن و گردش و تفریح و شوخ طبعی و اینا هم نیست.

3-خانمه 35 سالشه ،16 ساله ازدواج کرده دو تا بچه خیلی خوب و باشخصیت داره ولی همیشه از اول زندگیش مشکلات زیادی با شوهرش داشته هم مالی هم معنوی دیگه جونش به لبش رسیده میخواد بزنه زیر همه چیز و راحت بشه

4- خانم میانسالیه تقریبا 65 ساله ،دو سه تا نوه داره ولی دیگه نمیتونه بی پولی های شوهرش رو تحمل کنه میگه اول زندگی وضعم عالی بوده الان نمی تونم مستاجری و بی پولی رو تحمل کنم ولی شماها بگین من چیکار میتونم بکنم نه حقوق بازنشتگی داره که بتونه بهش امید داشته باشه نه چیز دیگه ای

5- خانمه حدودا 30 سالشه ، عاشق شوهرشه میدونه شوهره هم عاشقشه ولی بیپولی بدجوری بهشون فشار میاره شوهرش حقوق بخور و نمیری میاره ولی خودش هم میدونه این پول کفاف زندگیش رو نمیده ، نمیتونه ریسک هم بکنه کار جدیدی پیدا کنه ،اجاره خونه و خرج خونه کمرش رو شکسته ولی نمی تونن با وجود عشقی که به هم دارن ادامه بدن به این زندگی

6- خانمه 40 سالشه ،20 ساله ازدواج کرده اونم عاشقانه ولی دو ساله فهمیده با تمام اون بدبختی هایی که بخاطر عاشق شدن کشیده و بهایی که بابتش پرداخته و خانواده اش هم بخاطرش طردش کردن ،آقا بهش خیانت کرده و رفته یه زن فوق العاده سطح پائین رو عقد کرده حالا این خانمه شوکه شده .

7- دختر جوون 4 ساله عقد کرده است ، باباش نداره جهازش رو جور کنه ، پسره هم نداره خونه اجاره کنه , همدیگه رو دوست دارن ولی راهی ندارن

8-دختره دوست پسرش رو دوست داره باباش فهمیده مسگه یالله بیاد عقدت کنه ، پسره زار میزنه من عاشقتم ولی الان موقعیتش رو ندارم

.

.

.

شما چند تا از این موارد رو از نزدیک لمس کردین؟ چرا قدیما اینقدر این مسائل زیاد نبود یادمه اگه یکی یه همچین شرایطی تو کل فامیل داشت انگشت نما میشد ولی الان کافیه اراده کنی میتونی هزار تا از این مثالهابزنی.