من و دلنوشته هام

احساس جوانی
نویسنده : آي تك - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦
 

وقتی روی صندلی داغ کلاس نشست مثل همیشه بچه ها به شوخی اولین سئوال رو تکراری پرسیدن:

are you married?

جواب داد معلومه خب از قیافه ام!

به قیافه اش دقت کردم یک زن حدودا 40 ساله کمی تپل !ولی این دلیل نمیشه که حتما معلوم باشه ازدواج کرده! با اینحال خندیدیم

وقتی ازش سئوال کردیم چند سال داره و گفت 32 سال همه بدون استثنا تعجب کردیم ! واقعا حداقل 10 سال بزرگتر نشان میداد.

گفت 16 ساله ازدواج کرده  یه پسر 13 ساله داره ! یعنی این خانم همسن من بود و 16 سال بود که ازدواج کرده بود!واقعا عجیب بود !

کاملا جو کلاس عوض شد و همین طور نوع سئوالها:

چرا اینقدر زود ازدواج کردی؟

خوشبختی؟

همسرت دوستت داره؟

با بچه ات رابطه خوبی داری؟

خسته نمیشی؟

خودت خواستی ازدواج کنی یا پدرو مادرت زورت کردن؟

چرا این رشته تحصیلی را انتخاب کرده ای؟

....

....

و تمام جوابها با جملات مختلف یه معنی میداد:

نمیدانست !

چرا؟نمیدانست

استاد وارد بحث شده بود: آیا احساس می کند خانم جوانی است و تنها جواب غیر از نداستن مربوط میشد به این سئوال و اون اصلا احساس جوانی نمیکرد چون جوان نبود!!!! اون همسن من بود ولی احساس جوانی نمی کرد و این عجیب بود چون من هنوز احساس بچگی می کنم!!!! 

و در مقابل سئوال بعدی که برنامه زندگیش در آینده چیست هم همین جواب را داد او نمیدانست میخواهد چه قرار است بکند؟

و اینجا بود که صدای من در آمد که خانم محترم چون برنامه ای برای زندگیت نداری احساس پیری می کنی آدم بی برنامه یعنی آدمی که پایش را دراز کرده به روی قبله و منتظر مرگ است. دیگری در ادامه حرفم گفت برنامه این نیست که بگویی میخواهم دکتر شوم و پولدار شوم و یا .... همینکه صبح بیدار میشوی بدانی تا شب چکارهایی قرار است انجام دهی ، اینکه دوست داری ماشینت را عوض کنی و بخاطرش تلاش کنی یعنی برنامه ، یعنی امید ، یعنی جوانی....

 خودش متوجه شد که این نمی دانم هاست که احساس پیری را سراغش آورده نه سنش ،نه زود ازدواج کردنش نه رشته تحصیلی اش و ....

ولی من هنوز نمی دانم این که هنوز فکر می کنم بزرگ نشده ام هم به همان اندازه بد است یا خوب است ولی من همیشه احساس میکنم بچه ام حتی با وجود داشتن یک بچه!!