من و دلنوشته هام

جریان گیر و گیف رو شنیدین که ؟
نویسنده : آي تك - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٩
 

یه روز یه عالمه فکر تو کله ته ولی یه امتحان سخت داری نمی تونی درس رو ول کنی و بشینی اونی که تو مخته رو بنویسی

یه روز امتحانت رو دادی و خیالت راحته اون فکره از کله ات پریده

یه روز هم فکرت یادته هم امتحان نداری ولی مهمون داری نمی تونی بشینی سر نوشتن

یه روز هم نوشته ات یادته هم امتحان نداری هم مهمون نداری ولی حال نوشتن نداری

یه روز هر سه تا موضوع بالا برات حله خوابت میاد

یه روز تازه هر سه تا موضوع بالا برات حله و خیلی هم سرحالی و خوابت نمیاد ولی شارژ اینترنتت تموم شده

یه روز اون موضوعات بالا همه حله ولی باید حتما حتما بری خرید و نمی رسی

یه روز همه مسائل بالا اوضاعش روبراهه و خریدت رو هم کردی ولی باید خودت رو برسونی دانشگاه برای انتخاب واحد پس خب نمیشه دیگه

یه روز همه کاراتو کردی ولی یه دوستی دعوتت کرده خونشون و خب معلومه که اونجوری بیشتر بهت مزه میده تا بشینی بنویسی

یه روز خریدتو کردی ، خوابتو کردی ، مهمونی ات رو رفتی ، انتخاب واحدت رو هم کردی ، خونه رو هم مرتب کردی و خوشحالی که بالاخره اوضاع روبراه شده که تو بشینی دو خط بنویسی یهو یادت میفته که اصلا یادت نمیاد چی می خواستی بنویسی