من و دلنوشته هام

این روزها
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٦
 

سه تا از پنج تا امتحانم رو دادم نمیدونم چرا اینقدر انرژی ازم گرفته ولی در عین حال برام لذت بخش و خوب بوده واقعا آدم وقتی از چیزی یا کسی خوشش میاد حتی روزهای سختی اش رو هم دوست داره ها

دلم برای اینجا تنگ شده بود، دلم برای خوندن وبلاگ ها و دوستهام تنگ شده بود ولی احساس خوبی داشتم هنوزم این احساس رو دارم هرچند یکی از استادها با نامردی هرچه تمام تر ورقه ام رو صحیح کرده ولی از اینکه خود خودم بدون کمک کسی تونستم همه درس رو بفهمم و به دیگران هم یاد بدم یه حس خوبی زیر پوستم احساس می کنم برام هم همین کافیه.

تو این دو ترم دوستای خوبی پیدا کردم کسانی که می تونم بگم هر روزی که کلاس دارم به عشق با اونا بودن پامیشم این دوترم حتی باعث شده از قبل هم به خواهرکم نزدیکتر بشم جوری که تو دانشگاه به خواهرهای مهربون معروف شدیم.

ترم آینده واحدهای بیشتری ارائه دادن ولی هنوز وسط امتحانهای این ترمم و با عشق به ترم دیگه فکر میکنم حتی اگه یه امتحان مزخرف پیش روم باشه.

تو این چند روز هم درس خوندم هم دو سه تا کتاب خوندم هم مهمونی رفتیم هم دخترک رو بولینگ عبدو بردیم  هم کار تدریسم مثل سابق پایرجاست ، حال خوبی دارم احساس خوبی دارم خدا کنه پایدار بمونه از اون دو سه ماه که یه رکود روحی ناجوری داشتم بدم میاد .

تنها چیزی که کمی اذیتم می کرد و می کنه سرعت کمه اینترنته که باعث شده توی وبلاگها و توی ارتباطات دوستانه ام کمی خلل ایجاد بشه می دونم که بعد از اینهمه مدت دوستانم متوجه شدند که زیاد اعتقادی به دید و بازدیدهای کامنتانه ندارم ولی یه موقعهایی خیلی دلم میخواد برای نوشته کسی چیزی بنوسم و سرعت نمی ذاره امیدوارم این مشکلم هم حل بشه که زندگی گل و بلبل تر بشه