من و دلنوشته هام

اولین حقوق
نویسنده : آي تك - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥
 

یادمه حدودا 10-11 سال پیش برای اولین بار بطور رسمی برای موسسه ای کاری کردم که حقوق گرفتم ، قرار بود یه هفته وقت بذاریم و یه جای مهم دولتی رو راه اندازی کنیم که این کار باید توسط گروه ما انجام می شد برای اون یه هفته حقوق خوبی بهمون دادن ، در واقع50 هزار تومن بعلاوه سه روز اقامت در خزر شهرحقوق خیلی خوبی محسوب می شد اونم برای منی که دانشجوی تازه کاری بودم ، حدودا 10 نفر می شدیم هم فال بود و هم تماشا ، همه بچه ها کلی برای حقوقشون نقشه کشیده بودند متاهلها به فکر پرداخت دو سه تا قسطشون بودند یا خرید مایحتاجشون ، از مجردها هم یکی می خواست یه قسط خونه مامانش کمک کنه ، یکی میخواست شهریه ترم بعدش رو بده یکی برنامه نداشت و ....

ولی من از روز اول میدونستم میخوام چیکار کنم تصمیم داشتم با پولم کاری بکنم که یه عمر خاطره اش باهام باشه میخواستم به عنوان اولین پولی که خودم زحمتش رو کشیدم یه چیزی باهاش بخرم که خیلی دوستش داشته باشم ، همین کار رو کردم و هنوزم خاطره اش باهامه :

یه کفش کتونی طوسی کمرنگ امریکایی دیده بودم منم که عاشق کفش و البته همیشه کمدم پر از کفشهای گرون قیمت بود که هروقت می خواستم بابا نه نمی گفت ولی از روزی که اون کفشهای طوسی کمرنگ که سه تا بند چسبی داشت رو دیده بودم و عاشقش شده بودم دلم میخواست یه جوری بخرم که خیلی بهم مزه بده قیمتش دقیقا 50 هزار تومن بود و برای اون موقع خیلی گرون حساب می شد می دونستم اگه به بابا بگم میخردش ولی دوست داشتم خودم بخرمش .

روزی که حقوقم رو گرفتم اول رفتم کفشه رو خریدم که یادمه تخفیف هم بهم داد و با پول با قیمانده ام یه جعبه شیرینی خریدم و رفتم خونه.

یادمه کفشه خیلی بیشتر از بقیه کفشهام برام کار کردم همیشه بهترین نقطه کمدم به اون اختصاص داشت ، تنها کفشی بود که دائما تمیز می شد میدونم بخاطر جنس خوبش نبود چرا که کفشهای دیگه ای هم که داشتم خیلی هاش جنس بهتری هم داشتند میدونم بخاطر این بود که بخاطر بدست آوردنش یه هفته زحمت کشیده بودم.

این قضیه برام خاطره خوشایندی بود که برام تجربه شد تا اولین حقوقهایی که میگیرم رو برای خودم یه چیز کوچیک بخرم تا بهم بچسبه .

درسته که بعد از اون 10 سال حقوق گرفتم و با اولین حقوق هرجایی که گرفتم یه چیز کوچولو برای خودم خریدم ولی هیچکدوم اون کفشه که با تمام حقوق اولم خریدم نشد.

اینا رو گفتم که بگم با اولین حق التحریری که از مجله بابت مقاله ام گرفتم هم همین کاررو کردم پول ناچیزی بود بنابراین یه قرونش هم تا خونه نرسید ولی این دفعه با پولش هم برای خودم یه چیز کوچولو خریدم هم برای آقای همسر هم برای دخترک و آخر شب احساس خوبی داشتم .