من و دلنوشته هام

حفظ آبرو بهتره یا رسوایی بی نتیجه؟
نویسنده : آي تك - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢
 

عمیقا به صداقت اعتقاد دارم ولی به این هم اعتقاد دارم که فضای مجازی که یه نمونه اش فضای وبلاگنویسی هست کمی قضیه اش فرق میکنه. در واقع آدمها می تونن توی وبلاگ شخصی خودشون تا زمانی که کسی رو متضرر نکنند هر برخوردی داشته باشند یعنی می تونن هرچیزی در فضای شخصی خودشون  داشته باشن و بنویسن ، می تونن از آرزوهاشون بنویسن، میتونن از خاطراتتشون بنویسن ،میتونن قمپز در کنن ، میتونن مطالب علمی بنویسن ،میتونن مطالب ادبی بنویسن،میتونن به شوهر و زندگیشون فحش بدن،میتونن دروغ بگن،میتونن عقده ها و کمبوداشون رو خالی کنن ، میتونن دیگران رو راهنمائی کنن ،می تونن از خودشون داستانهایی بسازند ، میتونن قربون صدقه بچه شون برن و و و میتونن های خیلی بیشتر که هرکسی داره و هدف وبلاگنویسی اش هست البته می تونن مثل من یکی همونی که توی دنیای واقعی هستند باشند ولی هیچ اجباری نیست در واقع کسی نمی تونه کسی رو مجبور نه که هوی راستشو بگو دروغگو ،البته این قضیه تا زمانی درسته که این روابط خواسته یا ناخواسته کشیده نشه به دنیای واقعی و احیانا ضرر و زیانهایی برای یکی از طرفین داشته باشه.

من نمی تونم و حق این رو هم ندارم بیام جار بزنم که آهای مردم بدونین و آگاه باشین فلانی عقده هایی رو که در درونش داره میاد توی وبلاگش عنوان میکنه ، یا بیام بگم آهای مردم شماها همه بی سوادین چون فلان کلمه رو اشتباه نوشتین و .... همونوری که من حق دارم توی چاردیواری خودم هرچی دلم میخواد بنویسم تو هم حق داری به هرشیوه ای که عشقت میکشه بنویسی ،فضای وبلاگ نویسی با انجمن ادبی خیلی فرق داره هرکسی میتونه حتی با داشتن یه سواد غیر ادبی چیزهایی بخاطر دل خودش بنویسه که حالا شاید مخاطب داشته باشه یا نداشته باشه اینش زیاد مهم نیست این مهمه که اینجا مال منه دلم میخواد غلط غولوط بنویسم زمانی ایراد تو وارده که من سر کلاس ادبی نشسته باشم نه جایی که تعریف خاصی براش دارم .

هیچوقت کسی رو مسخره نکرده ام هیچوقت هم آبروی کسی رو نبرده ام چون اعتقاداتی دارم و بهشون پایبندم (اعتقادات هم صرفا نباید مذهبی و قومی و قبیله ای باشه میتونه یه اعتقاد شخصی باشه)

اعتقاد دارم آدمها از قشرهای مختلف توی دنیای مجازی جمعند پس نباید فکر کنم همه باید سوادشون بالا باشه یا مطلع باشن به همون نسبت که شاید از یه عده 40 برابر با سواد تر باشم از یه عده 40 برابر بی سواد ترم ( اگه به این اعتقاد نداشته باشم یعنی خیلی خیلی دنیام کوچیکه که فقط خودم رو و شعاع دو متری زندگی خودم رو دارم میبینم) و به همین دلیل به خودم اجازه نمیدم دیگران رو مسخره کنم شاید من آی تک توی رشته ایکس خیلی تخصص داشته باشم و حرف برای گفتن داشته باشم ولی این دلیل نمیشه فلانی که توی این زمینه بی سواده توی زمینه ایگرگ تخصص و حرف نداشته باشه هیچ کسی به هیچ کسی برتر نیست اگه این رو یاد بگیرم آدمها رو ار بالا نگاه نمی کنم .

 خوبه که آدما این رو توی خودشون تقویت کنن اگر کسی خودش رو بالاتر بدونه همیشه تنها می مونه.

این رو داشته باشین تا اون ور قضیه رو هم بگم.

ریختن آبروی دیگران به هر بهونه از نظر اعتقادات من قابل قبول نیست اگه کلاهی سر من نوعی رفته باید اول خودم رو محک بزنم ببینم چرا توی دنیای به این بزرگی سر من یکی کلاه رفته  ؟ وقتی یه ارتباطی از دنیای مجازی میزنه بیرون جنبه واقعی به خودش میگیره پس نوع ارتباطاتش تفاوت پیدا میکنه . نحوه برخورد با کلاهبرداریش هم فرق میکنه اگه من نوعی یک سال و نیم پیش کلاهی سرم رفته اونم توی دنیای واقعی دلیل سکوتم توی وبلاگم برای چی میتونه باشه؟ترس؟نجابت؟خریت؟ نه هیچکدوم اینا نیست بعد از 32 سال زندگی و بالا پائین داشتنش دیگه می دونم که مال اینه که اولا میشینم به این فکر میکنم که منی که یه رابطه مجازی رو میارم توی چاردیواری واقعی ام اونم با شناخت کمم از طرف مقابل عواقب کار رو هم باید در نظر بگیرم پس مقصر اصلی خودمم و اگه بیام توی وبلاگم جار بزنم نشانه این می تونه باشه که همه جا جار میزنم ایهالناس بیائین ببینین من چه آدم ساده ایم ، ثانیا سکوت میکنم چون اعتقاد دارم نریختن آبروی کسی که برای مدت اندکی با هم خوش بودیم و نون و نمک خوردیم یا نه اصلا حتی ریختن آبروی یه غریبه اصلا قشنگ نیست و حداقل به من حس خوبی نمیده ، من یک سال و نیم سکوت نکردم چون ترسو بودم چون دلیلی برای ترس نبوده من خطایی نکرده بودم که بترسم من متضرر شدم چون اعتماد بیش از حد کردم و غریبه ای رو توی حریم خصوصی ام کردم و این اشتباهم بود و تاوانش رو پس دادم ولی حس خوبی دارم چون توی این مدت طولانی احد الناسی توی دنیای مجازی متوجه نشد من درگیر قضیه ای بودم که مسببش توی همین دنیای مجازی بودو طرفغ رو نشناخت در حالیکه خیلی ها بعد از خودن پستهایی که ابراز ناراحتی کرده بودم و ازم سئوال می کردند که طرف کی بوده حتی کسانی بودند که به اصرار سوال می کردند هرچند اون آدم می خواست رابطه خطایش رو بکشونه توی این دنیای مجازی حتی با اینکه مقصر بود برای دیگرانی که مرتبط با اینجا بودند تعریف کرد ولی منی که متضرر شده بودم به احدی نگفتم ( یه نفر پیدا بشه بگه توی این مدت راجع به این قضیه من حرفی زده ام)

پس دوست عزیز زود قضاوت نکن من آدمی هستم که نه دروغ میگم نه آبرو می برم نه پز میدم نه خاله زنکم نه از سواد کسی و خانواده کسی ایراد میگیرم نه میخوام خصوصی با کسی صحبت بکنم تا آبروی کسی رو ببرم ولی به توی وبلاگی حق میدم دروغ بگی چون چاردیواره خودته حق میدم پز بدی خب چون حتما دلیلی برای خودت داری البته (این البته اش مهمه ها) تا زمانی که به من نوعی ضرری نزنی اگه هم ضرری زدی بدون من همون آی تکی ام که یک سال رازت رو توی دلم نگه داشتم هنوزم نگه داشتم و این خودت بودی که لو اش دادی ، چون برای من حفظ آبروی دیگران لذت بخش تر از رسوا کردنشونه در مقابل نمی دونم توئی که داری آبرو میبری چه لذتی می بری یعنی اصلا نمی فهممت فقط می دونم  خواسته ات نمی رسی که هیچ روحت هم آزرده میشه این رو دوستانه از من تو گوشت بگیر.

 

پ.ن:دلم نمیخواد اینجا هم بشه میدون جنگ من فقط اعتقادم رو بی طرفانه و صادقانه عنوان کردم.

پ.ن: من از نوشتن این پست قصد بالابردن کامنتهام رو نداشتم و ندارم اونائی که با من ا قدیم آشنا هستند میدونن که تا الان هیچ کامنتی رو هیچوقت جواب ندادم هیچوقت هم هیچ پستی کامنتدونی اش تائیدی نبوده و شاید یکی از دلایلش اینه که قصد من از نوشتن بالابردن تعداد بیننده نبوده و این قضیه برام اولویتی نداره .

پ.ن:قبلا هم گفتم از نوشتن این پست این نیت رو نداشتم که از دو طرف دفاعی کنم میخواستم نظرم رو بیطرفانه بگم پس لطفا خاونندگان عزیز سواستفاده نکنین اگرم با من مشکلی دارین به خودم بگین قول میدم جنبه شو داشته باشم.

پ.ن:دیگه بحث در این مورد توی این وبلاگ بسه

پ.ن: بعد میشه یه نفر من رو توجیه کنه؟ من از کجا باید میدونستم که این دو تا خانوم با هم مراوداتی دارن که تذکر بدم؟حالا جدای از هرچیز و هر برداشتی و هر عکس العملی نه واقعا به من میگین من باید از کجا میدونستم که خانم اول میخواد بره از اینجا و خانم دوم میخواد براش کاراشو ردیف کنه؟!پس وقتی چیزی رو نمی دونین قضاوت نکنین لطفا