من و دلنوشته هام

خدای من
نویسنده : آي تك - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
 

خدای من شاید برات خیلی خنده دار باشه که من این روز ها بخوام باهات حرف بزنم خودم و خودت میدونیم چرا خنده داره اگه دیگران هم بدونن من ابائی ندارم

خدای من شاید یکی از بی اعتقاد ترین ها باشم ولی بهتر از همه هم میدونی که یکی از بی آزارترین و بی گناه ترین هاشون هم هستم بد کسی رو نخواستم و نیت بدی هم نداشتم پس حالا که باهات حرف میزنم تعجب نکن خودم به اندازه کافی از این کارم متعجبم

خدای من ازت میخوام تو این روزها بچه های معصوم و مریض رو فراموش نکنی وقتی امسال مثل همه 5 سال گذشته رفتم تو جشن رمضان  ،‌بیشتر از همه قیافه معصوم اون بچه سرطانی توی عکس زجرم داد چقدر از اینکه نداشتم که کمکش کنم دلم گرفت

خدای من بهم اینقدر پول بده که بتونم کاری برای ندارها بکنم اصلا اعتقادی ندارم که چون دولتمون به بدبختها رسیدگی نمی کنه منم نکنم

خدای من خودت میدونی که شاید یکی از بزرگترین آرزوهام همینه پس برآورده اش کن لطفا

خدای من میدونم که الان حتی توی زندگی خودم هم موندم ولی اینقدر بهم بده که بتونم علاوه بر برگردوندن آرامش به زندگی خودم بتونم به آدمهای دیگه مملکتم کمک کنم

خدای من هرسال که میرم اونجا چشمام خیس از اشک میشه ،‌هرسال وقتی آقای همسر میگه آماده شو بریم انگار دارم میرم شهر بازی پوست صورتم  از خوشحالی میلرزه با اینکه میدونم جیب خالی من کمکی به کسی شاید نکنه ولی میرم هرچند رفتنم کوتاه باشه میرم تا انرژی بگیرم برای کل سالم ، میرم تا یادم باشه که هستند کسانیکه نیازشون رو میتونم برآورده کنم

خدای من هرسال که میرم اونجا حس افتخار بهم دست میده چرا که میفهمم ایرانیها هرچقدر هم گرفتار باشن و ناراحت ولی قلب بزرگی دارند مهربونند میدونم که هیچ جای دنیا کسی پیدا نمیشه که تا آخر ماه جیبش خالی باشه ولی همون چندرغازش رو هم برداره کمک کنه به یکی دیگه ولی اینجا این اتفاق میفته

خدای من میدونم آدم ضد و نقیضیم ،‌میدونم اعتقاد به خیلی چیزها که شاید مهمترین چیزها از دید دیگران باشه ندارم ولی این یکی رو با تمام وجودم اعتقاد دارم

وقتی برگه ‍آزادی زندانی ها رو میخوندم اشک تو چشمام جمع شده بود به خدا ما مردم خوبی داریم تک تک ایرانی ها فرشته اند هرچقدر هم توی مشکلاتمون غرق باشم بازم یادمون نمیره که باید به داد همدیگه برسیم.