من و دلنوشته هام

مرد 40 ساله زندگی من
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٥
 

روزی که اولین کادوی تولدت رو توی اون ترمینال شلوغ دستت دادم زیاد نمیشناختمت کلا شاید سه چهار ماه بود که با هم آشنا شده بودیم ولی همون موقع هم با یه وسواسی رفتم با پول دانشجویی برات کادو خریدم هنوز برق خوشحالی توی چشمات رو یادم هست .

همون روز فهمیدم که این اولین کادو،آخرین کادو نخواهد بود .

وقتی به اون روزها برمیگردم و فکر میکنم از داشتن تک تک این روزها خوشحال میشم ،‌از اینکه انتخابی کردم که روز اول کادو خریدنم 26 سال بیشتر نداشت و  الان با ذوق و شوق دارم تدارک تولد 40 سالگیش رو میبینم ته دلم غنج میره.

40 سالگی! برام کمی عجیبه ، ولی حس خوبیه.میگن 40 سالگی سن عاقل شدن آقایونه!من توی این سالها هیچ حرکتی از تو ندیدم که بگم بی عقلی بوده همیشه همه کارهات رو اصول بوده ولی از اینکه 40 ساله میشی خوشحالم احساس میکنم به یه مرد 40 ساله تکیه کردن خیلی لذت بخشه.

امسال میخوام کاری کنم که خاطره خوبی از روز تولدت برات بمونه، تلاشم رو هم می کنم ،‌خیلی دلم میخواد آخر مهمانی تولدت برق رضایت رو ببینم درست مثل روزی که اولین کادوی تولدت رو بهت دادم.

  مرد 40 ساله من! با خوب بودنت توی این سالها خیلی چیزها یادم دادی،خوشحالم که درست تصمیم گرفتم ، خوشحالم که شونه به شونه کسی مثل تو زندگیم رو ساختم، خوشحالم که همیشه و همه جوره راضیم کردی،خوشحالم که در کنارت آرامش دارم،خوشحالم که دیگران وقتی میخوان یه مرد عاشق رو مثال بزنن اسم تو رو به زیونشون میارن،خوشحالم که وقتی دیگران میخوان یه زن عاشق رو مثال بزنن هم اسم من رو میارن

آرزو دارم 40 سالگی برات توام با سلامتی و شادی باشه،آرزو دارم بهترین ها برات اتفاق بیفته ،‌آرزو دارم دلم به بزرگی دل تو بشه

 

 

 

 

پ.ن: یه چیزی رو میدونی ؟ خیلی بدجنسی که متوجه شده بودی برات میخوام سورپرایز پارتی بگیرم .از خودم لجم گرفته بود که طبق معمول نتونسته بودم چیزی رو از چشمای تیزبینت پنهان کنم ولی از اینکه فقط از حالت چشمام فهمیده بودی خوشحال شدم این یعنی اینکه تو به ریزترین حالتهای من هم دقیقی . ای شیطون 40 ساله من