من و دلنوشته هام

باید فکر کنم به خیلی چیزها
نویسنده : آي تك - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
 

عدس هایم سبز شده اند ،‌نان نخوذدچی ها و نان برنجی ها و نان شکری ها هم همه پخته شده و آماده اند ،

خانه ام تمیز است ،

 لباسهای دخترک خریده شده ،

شیرینی هایی را که دوشبانه روز است با لذت پختمشان چشمک می زنند ولی من فقط خودم را قانع می کنم به چیدنشان در ظرفهای عیدم دقیقا سه قسمتشان کرده ام قسمت اول برای ظرف عید خودمان، قسمت دوم یک ظرف برای مامان و یک قسمت هم در ظرفهای پلاستیکی برای سفره هفت سین مسافرتمان ، باقیمانده اش را هم در یک ظرف پلاستیکی دردار بعنوان ذخیره ،چقدر لذت می برم از قالب زدن های مکرر و پیچیدن بوی شیرینی عید توی خانه

جای جای خانه را که نگاه میکنم زیر پوستم ذوقی را احساس می کنم ، امسال با انرژی بیشتر و وقت آزادتری خانه تکانی کرده ام اصلا حرص نخورده ام و اصلا احساس کمبود وقت نکرده ام فقط چند روزی را به اینجا سرنزده ام

باید چمدان سفر چند روزه مان را هم آماده کنم ،‌

باید امشب ظرف شیرینی مامان را بعنوان شیرینی چارشنبه سوری با خودم ببرم باید شاد باشم باید آرامش داشته باشم

باید حواسم را جمع کنم تا امسال آرزوی سر سفره هفت سینم هم مثل خانه تکانی ام با انرژی و دور از شتابزدگی باشد یادم باشد که باید برای تک تک عزیزانم سلامتی و آرامش بخواهم برای تک تک شان ، باید آرزو کنم همه مان به آرامش بدو ر از بخل و حسد برسیم باید .. باید ..

همه کارهایم انجام شده فقط احتیاج به تفکر دارم تا سال جدید را با فکر شروع کنم

برایم آرزوی سال خوبی را داشته باشید آرزویی که من برای تک تک تان دارم