من و دلنوشته هام

برای نینای عزیزم
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱
 

مخاطب خاص دارد

 

یه چیزی رو میخوام اعتراف کنم

اعتراف؟!

نه بابا من بخاطر تو رفتم اون پست یه سال و نیم پیش خودم رو دوباره خونی کردم دیدم اصلا نظرم در مورد اون پست عوض نشده فقط یک کمی ! نه ، نه ، خیلی زیاد در مورد همسرت مثبت شده

 

راستش هنوزم از یادآوری  روز نامزدی ات دلم میگیره ،هنوزم به نظرم خیلی سرتر از اون خانواده ای ،توی اون پستم هم نوشته بودم که برام به اندازه یه خواهر عزیزی ،‌اون روز که این مطلب رو نوشته بودم اصلا به فکرم هم خطور نمی کرد که یه روزی قراره خواننده وبلاگم بشی پس مطمئن باش که از ته دلم اون مطلب رو عنوان کرده بودم

 

ولی با این چند دیدار اخیر بخصوص دیدار آخر خونه خودمون نظرم فوق العاده نسبت به همسر نازنینت مثبت تر شد اگه دقت کرده باشی توی پست قبلی ام نوشته بودم که ازش خوشم اومده و به نظر متفاوت با بقیه خانواده اش بود،ولی با این دیدار اخیر خونه خودمون احساس کردم دوستش دارم ،‌احساس کردم خیلی انتخاب درستی کردی ،‌احساس کردم با این آدم ازدواج کردن ارزشش را داشته ،‌احساس کردم نه، انگار خواهرک من عاقل بوده ،‌راستش از ته دل بگم احساس آرامش کردم با اینکه از رفتار خودت میدیدم که آرامش و رضایت داری ولی خودم باید به این نتیجه می رسیدم

 

یه چیزی رو بهت بگم؟

 

میدونی شما دو نفر اولین مهمانهای این 7 سال زندگی ما بودین که تا ساعت 3.5 صبح مهمونمون بودین ؟ میدونی اون شب بعد از رفتنتون اصلا احساس خستگی نداشتم؟ میدونی اگه می موندین تا صبح انرژی داشتم باهاتون گپ بزنم؟ میدونی بعد از رفتنتون افسوس خودم که کاش نگهتون میداشتم؟

نم رو خوب میشناسی فکر کنم ، من اگه از کسی خوشم نیاد نمی تونم تظاهر کنم مطمئن باش

وقتی موقع خداحافظی صورتش را بوسیدم احساس کردم محمد را بوسیدم بوی محمد را می داد ،‌راست میگی محمد اون رو فرستاده تا مراقب تو باشه من این رو با تمام وجودم حس کردم

 

خیلی برات خوشحالم البته از نوشتن اون پست اصلا ناراحت نیستم باعث شد که این پست بوجود بیاد ،‌باعث شد بهم نزدیکتر بشیم

 

هنوز هم میگم خانواده اش رو دوست نداشتم ولی خودش و شخصیتش ارزشش رو داره .قبول داری که فاصله مکانی ما باعث شده دیر به این نتیجه برسم .درست مثل شناخت اطرافیان من در مورد آقای همسر شده نه؟

 

کاش نزدیکتر بودیم ،

خواهرکم خوشبختیت آرزوی همیشگی من بوده و هست

 

 

 ÷.ن١ : حالا دلیل نوشتم ÷ست لباسهای نشسته رو بهتر درک میکنی نه؟

 

پ.ن ٢: کسانی که میخوان متوجه قضایا بشن لطفا برن پست نامزدی 2 توی ماه مرداد 86 رو بخونن