من و دلنوشته هام

ببار ای برف
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٤
 

شاید جزو معدود زمستونهایی باشه که از روز اولش چشمم به آسمون خیره موند که برف بیاد هرسال تا می دیدم دونه های سفید از آسمون سرازیرند غصه ام می گرفت ، وای کی میخواد تو این سرما بره سرکار؟، وای کی میخواد تو این برف بچه رو ببره مهد ؟ و و و سئوالهای غرآلود زیاد دیگه

 

امسال فرق میکرد ، دخترک از و سطهای تابستون شروع کرد غر زدن که چرا زمستون نمیشه که برف بیاد و آدم برفی بسازیم

 

امسال اولین سالی بود که مفهوم برف بازی و آدم برفی رو میفهمید و ذوقش رو داشت منم به طبع دلم برف می خواست

 

امسال دیگه خبری از نگرانی سرکار رفتن و بقیه چیزها نبود ولی انگار آسمون هم با ما لج کرده

 

دیشب وقتی بارون میومد توی دلم غر زدم که ای بابا تو هم فصلها رو اشتباه گرفتی ها الان که بهار نیست یه دو ریزه برف ببارون کمی بازی کنیم که دیدم یه صدای کوچولو از بغل دستم گفت : ای بابا چرا بارون میاد ؟‌برف بیاد دیگه من آدم برفی میخوام

 

خلاصه که ای آسمون یه لطفی بکن ،زمستون داره میره که تموم بشه ولی دریغ از یه آدم برفی نذار امسال حسرت به دلمون بمونه ،نذار پشیمون بشم ها ، ایدفعه مودبانه بهت گفتم دفعه دیگه میام غر میزنم دفعه دیگه ترش داد میزنم ها ، معلوم نیست این حس غریب من تا کی دووم داشته باشه ها ،معلوم نیست من تا کی برف بازی دلم بخوادها ،‌جواب یه بچه معصوم رو خودت باید بدی ها

پ.ن1: اینم طبق قرارمون : تیز چنگال ماهیچه دوست

 

 

01_-_Tizchangale_Mahichehdoost.mp3

http://rapidshare.com/files/187703328/01_-_Tizchangale_Mahichehdoost.mp3