من و دلنوشته هام

دو دلي
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢۳
 
يه چند وقتيه بدجوري دو دلم

راجع به چي؟

راجع به كارم . خيلي محيط كارم بدشده يعني همه دارن آيه ياس ميخونن . هرروز صبح كه ميام يه موضوعي پيش مياد كه حالم گرفته بشه.

نسبت به مسئوليتي كه دارم حقوقي نميگيرم .

تمام دوستام رفتن از اينجا و بقيه هم دارن ميرن .

موقعيت اين رو ندارم كه كارم رو ول كنم و سر فرصت دنبال كار ايده آلم بگردم .

دو تا جاي ديگه هست كه دوستام كار ميكنن ميگن بيا اينجا رزومه ات رو بده شايد بتونيم كاري برات بكنيم .

حوصله شروع كار جديد رو ندارم يعني راستش حوصله ريسك كردن رو ندارم .

ولي نميتونم اينجا رو هم تحمل كنم .

بدجوري دودلم .

از يه طرف ميگم خب آدمها بايد ريسك كنن . اين بهم ثابت شده كه هركي ريسك ميكنه برنده است

ولي اگه نشه چي؟

اگه بيام بيرون كار مناسبي گير نيارم چي؟

اگه بيكار بمونم چي ؟

اصلا تصورش رو هم نميكنم من روي حقوقم براي زندگيمون برنامه ريزي دارم .
اه نميدونم چيكار كنم .

دوباره گرفتار اين دودلي لعنتي شدم .




پ.ن : امروز بعضي از وبلاگهايي كه هرروز ميديم باز نميشن نميدونم چرا؟
اميدوارم فيلتر نشده باشن