من و دلنوشته هام

مسئول ارامش خانه
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠
 

بوی خورشت کرفس کل فضای خانه را گرفته ومن که از صبح دلم میخواست امشب یک غذای غیر تکراری بپزم و به خاطر همین تصمیم کل تنها کتاب آشپزی موجود در خانه را بهم ریخته بودم و بعد از اینکه تصمیم گرفتم خورشت سماق بپزم یک بسته گوشت را داخل مایکروفر گذاشتم و مشغول جمع و جور کردن خانه را کردم فکر میکنم امروز یخچال یک تشکر حسابی به من بدهکار خواهد بود کلی هم وزنش کم شد هم خوشبو شد

تا سرم را برمیگردانم آقای همسر را می بینم که از سرکار برگشته و در یک لحظه دیدن چهره خسته اش یادم انداخت که اصولا آقای همسر مواقعی که خسته یا گرسنه است اصلا تمایلی به خوردن غذاهای غیر معمول ندارد و بخصوص که آن غذا کمی ترش هم باشد سریعا تصمیم به خورشت کرفس درست کردن گرفتم و بعد از صدای بوق مایکروفر غذا را تبدیل به خورشت کرفس کردم فقط برای دلخوشی خودم و برای اینکه بگویم کمی تغییر توی غذا داشته ام کمی رب ریختم کاری که معمولا انجامش نمی دهم

خانه ام را تمیز کرده ام و آقای همسر هم گوشت ها را خرد کرده و دخترک در اتاقش مشغول بازی است دارم فکر میکنم که من نباید باعث برهم خوردن این آرامش باشم یعنی در واقع حقش را ندارم این را هم میدانم که پایه اصلی این خانه کوچک هستم اگر آرام باشم این دو موجود زنده این خانه هم آرامند و اگر خسته یا عصبی باشم سردردهای آقای همسر شروع می شود و گریه های دخترک هم افزایش پیدا میکند

 پس مسئول ارامش این خانه من هستم و حق برهم زدنش را ندارم.

تا دیروز به فکر کار جدیدی بودم تا کمکی برای زندگیم شود ولی امروز .... نمی دانم

ولی فعلا برای حفظ آرامش این خانه لازم است من خوب باشم

کمدم را باز می کنم و از ته کمد میل بافتنی و کامواهایم را میکشم بیرون 

÷.ن : طبق قول دیروزم که هرروز قرار بر آدرس جدید قصه گذاشته ام امروز هم دومین ادرس را میگذارم:

 

01_-_AliMardan_Khan.mp3

http://rapidshare.com/files/187703330/01_-_AliMardan_Khan.mp3

 

برین با علی مردان خان حال دنیا رو ببرین به یاد بنده هم باشید