من و دلنوشته هام

دل عاشق و خسته من
نویسنده : آي تك - ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤
 

دلم بدجوری گرفته اتفاق جدیدی نیفتاده فقط یاداوری یه سری مسائل زندگیم که متاسفانه تبدیل به روزمره هایش هم شده داره اذیتم میکنه هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و برای همین هم این دلگیری به نظرم خطرناک شده آخه وقتی اتفاقی نیفتاده ودلت گرفته باید ریشه یابیش کنی و وقتی من این کاررو میکنم میبینم که ......

 

میدونی دلم چی میخواد  ؟

یه گوش شنوا که فقط بشینه و به حرفهای دلم گوش کنه

هیچی نگه ها فقط گوش کنه و تصدیقم کنه

گوش کنه  و بگه تو حق داری

گوش کنه و بگه آخی چقدر داری سختی میکشی

گوش کنه و بگه ا ا ا راست میگیا یه چند وقتیه هیچ نوع تفریحی نداشتی

گوش کنه و بگه راست میگیا این چند وقته تنها کارهای زندگیت شده بشور و بپز و روزهایت تقسیم شده به رفتن خونه مامان و مادرشوهرت

گوش کنه و بگه میدونم میدونم سخت داره میگذره ولی من تلاشم رو میکنم بهترش کنم

گوش کنه و بگه باشه من یه کاری میکنم که یه تفریح هرچند کوچیک برای فقط خودمون دوتا فراهم کنم

گوش کنه و بگه من به فکر یه تغییر اساسی هستم تو خودت رو نگران نکن

 

آخ که چقدر و چند ساله که منتظر فقط و فقط جمله بالا هستم

 

بگه من قول دادم خوشبختت کنم و تلاشم رو میکنم تو غصه نخور

اصلا هیچکدوم اینها رو نگه فقط فقط وقتی میبینه توی چشمهای من غصه داره بشینه روبروم و بگه عزیزم من میخوام به حرفهای دلت گوش بدم ؟ شروع کن بدون اینکه اظهار نظرهای مردونه بکنه یا اینکه وسط هرجمله ام بگه چقدر ناشکری !

ناشکری؟!!!!!

بگه من میفهمم که با حداقل امکانات داری بهترین کیفیت زندگی رو برامون میسازی

بگه میفهمم که تهیه غذاهای متنوعی که میسازی با امکاناتی که در اختیارته هنرته

بگه میفهمم تلاش برای داشتن بهترین زندگی برای دخترک مستلزم اینه که خودت از همه چیز بگذری

بگه میفهمم غر نزدن هایت بخاطر رفاهت نیست بلکه بخاطر متانت ذاتی ته

 

منم بشینم بهش بگم برام عجیبه که با اینکه ساعات کارت مثل سابقه ولی همیشه خمودی

منم بهش بگم خیلی دارم تلاش میکنم که سرزنده ات کنم ولی دیگه مستاصلم هر راهی که به ذهنم میرسه رو برات عملی میکنم

منم بهش بگم خیلی خجالت میکشم وقتی میریم خونه مامانم اینا و اونا با تمام محبتی که به هرسه تائیمون دارن میخوان که شادمون کنن و غذایی که تو دوست داری و برات درست میکنن و تا جائیکه بتونن کمکت میکنن و تو یه گوشه میشینی و لپ تابت رو روشن میکنی و با سر جوابشون رو میدی و از ساعت 10 شب شروع به چرت زدن میکنی که اونها مجبور بشن به من بگن پاشین برین انگار خسته است

منم بهش بگم اینی که خونه مامانت اینا همه بگن و بخندن تو روی مبل در حال چرت زدن باشی جوری که همه بگن پاشین پاشین برین طفلکی خسته است چقدر کفر من رو در میاره

منم بهش بگم که وضع مالی بد تو باعث شده که ما از هرچیزیمون بگذریم ولی اخمهایت دیگه خسته مون کرده شاید مشکل مالی رو بشه تحمل کرد ولی خستگیهای دائمی ات که برام بیشتر تعجب داره چون با خونه نشستن من شروع شده درحالیکه خونه نشستن من کوچکترین تغییری توی ساعات کارت نداده رو نمیشه تحمل کرد

بهش بگم توروخدا اگه مسئله ای داری بهم بگو نه که بذار کهنه بشه و زمانی برسه که قابل جبران نباشه

بهش بگم چقدر از اینکه توی جمعی وقتی ازت سوال میکنم چرا اینقدر خوابت میاد تو بگی تو هم اگه مثل من از صبح با هزار نفر کل کل میکردی همینقدر خسته بودی ناراحتم میکنه انگار نه انگار که منم تا 10 ماه پیش کار میکردم اونم کاری که صد برابر کار تو ارباب رجوع داشت

بهش بگم خیلی ناراحتم که مدتیه وقتی بهم میرسیم هیچ حرفی غیر از کارهای روزمره دخترک و تلفنهایی که بهم شده نداریم

راستی چرا اینجوری شده؟

چرا دیگه حرفی برای هم نداریم؟

نکنه؟

هان؟

نمیدونم به خدا نمیدونم چه اتفاقی داره برای زندگیمون و روابطمون میفته؟

فقط این رو میدونم که من دارم تلاشم رو میکنم و این توئی که با اخمهایت با خستگی هایت (که منبعش رو پیدا نمیکنم) با ساعت 10 شب خوابیدنهایت با ... با.... داری رابطه رو سردش میکنی

کاش میتونستم کمتر خودم رو سانسور کنم

کاش دلمون رو خوش نمیکردیم به حرفهای تکراری عاشقانه که دیگه حسی توش نیست و تبدیل شده به حرفهای عادی روزمره

 

خلاصه دلم یه تعریف و تمجید میخواد البته فقط و فقط از کسی که میتونه حرفهای بالا رو بهم بگه و تسکینم بده نه از یه دوست نه از یه فامیل نه از یه آشنا فقط و فقط از کسی که داره باهام زیر یه سقف زندگی میکنه

 

دلم یه مکالمه حداقل دوساعته بدون تنش و با آرامش برای رفع دلچرکینی ها میخواد اونم رودر رو

دلم میخواد ایندفعه تو پیش قدم بشی نه من

دلم میخواد حس کنم تو تکیه گاهمی ، تو مرد خونه می  

دلم برای فقط زن بودنم تنگ شده

دلم میخواد به حرفهایت اطمینان کنم ، دلم میخواد بخاطر ما تکونی به خودت بدی من از سکون بدم میاد از اینکه مرد زندگیم از سکون خوشش بیاد بدم میاد این وضعی که برای ما درست کردی شاید برای کوتاه مدت قابل تحمل بوده برای طولانی مدت وحشتناکه یه تکونی به خودت بده زود باش نشون بده برات مهمم نشون بده میدونی من فراتر از وظیفه زن بودنم تلاش کردم و میخوای جبران کنی

 

دلم آیا خیلی خودخواهه؟ نه فکر نمیکنم دلم فقط یه عاشق احمقه