من و دلنوشته هام

ماجراهای من و دانشگاه
نویسنده : آي تك - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٥
 

فردا صبح اول وقت بدو بدو خودت رو به شعبه طالقانی میرسونی به امید اینکه مدارکت رو طبق قولی که بهت دادند آماده کرده باشن و تو تحویلشون بگیری و بری کوهسار ثبت نامت رو انجام بدی

 

دوباره همه اون مراحل شماره گرفتن و توی صف ایستادن و کتک خوردن یه نفر توسط بادی گارد دم در و لای در موندنها رو طی میکنی و میچپی توی ساختمون و دوباره سه طبقه رو بدو بدو میری بالا و دوباره همون صف کذایی جلوی خانم روسری سفید و رد میکنی و میرسی به میز همون خانمی که اسمش رو یادداشت کرده بودی و امروز باید مدارکت رو پس میداد

 

ولی....

 

اون خانم پشت میزش نیست از میز بغلی سوال میکنی میگه تا یه ربع پیش بوده بعد رفته مرکز !!!!!!!!! میپرسی در غیاب ایشون کی کارهاش رو انجام میده اصلا کی برمیگرده؟ با جواب سربالا مواجه میشی

 

بهش توضیح میدی که چه مشکلی برات پیش اومده و برای چی سراغ این خانم رو میگیری وفقط چند ساعت فرصت داری  ایشون طبق معمول هرروز که هرکدومشون به بن بست میخورند تو رو ارجاع میدن به اون خانم روسری سفید همین کار رو باهات میکنه

 

دوباره میایی یه نیم ساعتی توی صف منتظرین خانم روسری سفید می ایستی و دوباره بهش یادآوری میکنی که قرار بود امروز به نامه درخواست جواب بدهند ایشون در کمال خونگرمی!!!!! میگه مگه کارشناسهای ( معنی کارشناس رو هم فهمیدیم) من بیکارند میخواستی حواست رو جمع کنی که دیگه آمپرت میره بالا که ای بابا مگه من مقصر هستم کارشناسهای شما باید متوجه عدم تطابق کد قبولی من میشدند ضمنا خود شما دیروز به من گفتین الان وقت نداریم و درخواست بنویس فردا صبح نامه ات آماده است و .... میگی من فقط تا ظهر وقت دارم وگرنه تمام زحماتم هدر میره

 

دوباره یه نامه مسخره میده دستت و یکی دیگه از کارشناسها رو معرفی میکنه ولی تاکید میکنه که اگه سرشون خلوت بود کارت رو انجام میدن ها ( این یعنی دلسوزی یک آدم فرهنگی و دانشگاهی در قبال مشکل یک دانشجو)

 

میری سروقت اون آدمی که معرفی اش کرده دوباره از اول همه چیز رو توضیح میدی البته ایشون سرشون توی کار خودشونه هر از چند گاهی زیر چشمی هم براندازت میکنن و در نهایت میگه حالا اگه الان مدارکت رو تحویل ندیم چه اتفاقی بارت میفته؟!

 

میگی هیچی بدبخت میشم خب این همه زحمت کشیدم بخاطر عدم مسئولیت همکارهای  شما همه اش هدر میره ایندفعه یه نگاه دقیقتری بهت میکنه و با موبایلش یه شماره میگیره و میگه یه خانمی دیروز به تو نامه درخواست زده مدارکش رو پس بدی ؟ ( واین یعنی هرچی من گفته بودم و توضیح داده بودم اعتماد ایشون رو نسبت به گفته های بنده جلب نکرده ) کسی هم که پشت خط بوده گفته ا آره راستی یادم رفت!!!!!

گوشی رو که قطع کردبه همکار بغل دستی اش که تنها آقای بین کارشناسان اون قسمت بود میگه اسم این خانم رو بپرس برو از دفتر مدارکش رو بیار

در کمتر از 5 دقیقه مدارکی که من 48 ساعت معطلش بودم توی دستامه

دیگه نمیگم که چه جوری پرونده رو گرفتم و اومدم بیرون و یه دربست تا کوهسار گرفتم ودوباره دو ساعت و نیم توی صفی ایستادم که هیچ کدوم از دانشجوهائیکه ایستاده بودند مطمئن نبودند درست وایستادن چون هیچ کسی یا هیچ نوشته ای بعنوان راهنما وجود نداشت

مدارک رو تحویل دادم

دیگه نمیگم که بعد از تحویل مدارک دوباره دربست گرفتم و اومدم دفتر مرکزی توی خیابون ویلا و دوباره توی یه صف پشت در دفتری وایستادم تا بهم بگن که انتخاب واحد کنم

دیگه نمیگم که دوباره همونجا مجبور شدم از اسم پارتی ام استفاده کنم که کارم رو راه بندازن و اونها خواستن لطف کرده باشن و همونجا برام انتخاب واحد کردند در حالیکه باید خودم از کافی نت اقدام میکردم و در اثر عجله ، اشتباه انتخاب واحد کردند و مجبور شدم دوباره دربست بگیرم برم کافی نت و چون زمان از دست داده بودم واحدهایی که میخواستم بردارم پرشده بود و مجبور شدم یه سری واحد بی خودی بردارم

 هرچی بود تجربه خیلی بدی بود امیدوارم فقط  بار اول این درگیری ها رو داشته باشم  هرچند کسانی رو توی این صف های کذایی دیدم که مثلا ترم 6 بودند ولی هنوز تکلیف نمرات ترم اولشون معلوم نبود درست مثل خودم که هنوز نمیدونم کارنامه ام رو باید از کجا پیدا کنم !!!!!