من و دلنوشته هام

ماجراهای من و دانشگاه
نویسنده : آي تك - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۱
 

این دفعه که گوشی رو بر میداری میدونی که از کجا زنگ زدند و امادگیش رو داری

 

یه آقای دیگه که از صداش معلومه که مسن تر از آقای دیروزیه سلام میکنه و با حوصله ازت در مورد معنی اسمت !!!!!! می پرسه اولش تعجب میکنی بعد میگی حالا بذار با حوصله جواب بدم که ناراحتش نکنم بعد از یه چاق سلامتی طولانی!!! میگه ما هرچی میگردیم توی رکوردهامون اسمتون رو پیدا نمیکنیم!!!

 

تو دیگه به مرز جنون رسیدی که یهو یکی گوشی رو از دست اون آقای اولی میگیره و میگه ما همین الان متوجه شدیم که شما اشتباها به جای اینکه برین پیام نور مرکز که ثبت نامش توی کوهسار بوده اومدین پیام نور واحد تحت نظارت !!!!

 

تو اصلا نمیدونی تحت نظارت چی هست و خودشون تو رو راهنمائی کرده بودند که بری واحد طالقانی!!!این رو به اون آقا میگی و ایشون در کمال بی حوصلگی میگن اشتباه پیش اومده خانم فردا عصر بیائین مدارک تحویلی تون رو پس بگیرین و مرکز ثبت نام کنید

 

تو میدونی که فردا آخرین فرصت ثبت نامه و ناراحتی ، این رو هم به اون آقا میگی ولی ایشون اصلا وقت ندارند توضیح بدند تو فقط میشنوی که خانم یه بار گفتم فردا عصر بیا مدارکت رو بگیر صبح نیای ها ما وقت نداریم!!!!!

 

تو مستاصلی گریه ات گرفته ولی خودت رو کنترل میکنی چون شب یه عالمه مهمون داری

 

صبح اول وقت برخلاف گفته اون آقا پامیشی میری دنبال مدارکت ،‌اولا زمان نداری ثانیا میدونی پروسه سختی رو دوباره باید طی کنی

 

وقتی دوباره توی اون صف کذایی دیدار با خانم روسری سفید رو طی میکنی و بهش مشکلت رو میگی ، میگه باید یه نامه درخواست بزنی تا مدارکت رو آماده کنند ضمنا امروز آماده نمیشه چون کارمندها مشغول ثبت نام هستند و وقت ندارند دنبال مدارک شما بگردند

 

هرچی توضیح میدی فقط یه امروز رو برای ثبت نامت وقت داری گوشش بدهکار نیست

 

دیگه رسما چند قطره اشک از چشمات سرازیر میشه میشینی یه گوشه و نفس عمیق میکشی ، عجب غلطی کردی تو که خنگ بازی در نیاوردی خودشون بد راهنمائیت کردند تو چه میدونستی اینجا واحد ثبت نام یه چیز دیگه ست کارشناسان محترمشون باید از روی کد قبولی ات تشخیص میدادن و و وو

 

میبینی هرچی بشینی فایده نداره پامیشی هرچی دنبال یه کاغذ سفید میگردی تا نامه درخواست بنویسی فایده نداره دوباره بدوبدو از اون سه طبقه میایی بیرون و میری توی خیابون و کاغذ میخری و برمیگردی

 

مینویسی و دوباره توی اون صف کذایی وایمیسیتی و از اون خانم روسری سفید امضا میگیری و تحویل یه خانمی میدی و اسمش رو میپرسی میگه فردا اول وقت مدارکت رو تحویل خواهد داد!!!!!! و این درحالیه که امروز روز آخر ثبت نامه