من و دلنوشته هام

آواز گنجشکها
نویسنده : آي تك - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٤
 

اون نیم ساعت وقت مونده تون رو تلف نمیکنین و تصمیم میگیرین از سینما فرهنگ تا آبمیوه فروشی هایدا که خیلی محبوب توئه پیاده برین ، یا به میلک شیک نسکافه برای خودت و یه شیرموز آناناس برای آقای همسر سلانه سلانه برمیگردین تا سینما

میبینی یه مینی بوس پسر بچه 10-12 ساله دم سینما پیاده کردند که بیان فیلم ببینن یادت میاد که چون امروز سه شنبه است و بلیط سینما نیم بها باید احتمال این اتفاق ناخوشایند رو میدادی ،بچه ها بیرون سینما رو گذاشته بودند روی سرشون و تو مطمئن بودی این پسربچه ها مهارشدنی نیستند ولی باز یه نفس عمیق میکشی و به یه غر بسنده میکنی که آخه بابا این فیلم که جای این بچه های سرتق نیست و میشنوی که وقتی روزی  میایی که بلیط نیم بهاست باید انتظار همچین چیزی رو داشته باشی.

میرین تو و سرجاتون میشینین چیزی از تیتر فیلم نمیفهمین از بس سروصدا و ازدحام هست

دوروبرت رو که نگاه میکنی به زور 10 تا خانواده نشستند ولی اون 20 تا بچه وروجک سینما رو میذارن سرشون هرچی دوروبر رو نگاه میکنی هیچ ناظمی معلمی مسئولی یا حتی معلم پرورشیی که اون موقعها توی هرمدرسه ای یه دونه بود نمیبینی باز غر میزنی که والله ما اون موقعها جائی میرفتیم شش نفر اسکورتمون میکردند تا میایی صدات رو ببری بالا یه خانمی از پشت سرت زحمت این کاررو میکشه و یک کمی آرومتر میشن تو هم سعی میکنی که تمرکزت رو ببری بالا و بیشتر دقت کنی هرچی توی صورت آقای همسر نگاه میکنی غیر از آرامش چیزی نمیبینی عجب این آدم خاصه ،چرا حرص نمیخوره

با سعیی که میکنی دیگه حواست به فیلمه و تو از ذره ذره اش لذت میبری وقتی دبه پر از ماهی از دست بچه ها ول میشه یهو بغضت میترکه و گریه رو سر میدی برای خودت عجیبه که با اینهمه سروصدا تونستی اینقدر ارتباط برقرار کنی با فیلم و این نشون دهنده اینه که فیلمش عالی بوده .دست سازنده اش واقعا درد نکنه بخصوص که اون لهجه آذری هم خیلی برام دلنشین ترش کرده بود ،اون موسیقی اش ،اون بازی صادقانه مرد اول فیلم اون.....

در کمال تعجب میبینی اکثر بچه ها هم ساکت شده اند و میفهمی که اونها رو هم جذب کرده .

میایی بیرون یه حس خوبی داری چه خوب که پیشنهاد سینما رو به آقای همسر دادی صدای آقای همسر تو گوشت میپیچه که میگه تا زمانی که نیازهایت رو با من در میون نذاری من نمیدونم الان چی دلت میخواد بلافاصله دم در سینما دستش رو فشار میدی و بهش میگی مرسی که متوجه شدی من الان به یه سینمای دونفره احتیاج داشتم و اون عکس العملش رو با یه فشار دست پاسخ  میده و بهت لبخند میزنه .

 

پ.ن 1 : اگه دوست دارین از یه فیلمی صددرصد لذت ببرین روزهای شنبه و سه شنبه بخاطر نیم بها بودن گول نخورین بقولی هرچیز ارزونی بی دلیل نیست

پ.ن2 :  اگه آواز گنجشکها رو ندیدین حتما برین ببینین ضرر نمیکنین

پ.ن3 : اگه فکر کردین داستان ثبت نام به همین خوبی تموم شد سخت در اشتباهین .