من و دلنوشته هام

شلوار جین
نویسنده : آي تك - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٥
 

میدونی امروز یاد چی افتاده بودم؟

 

یاد این که تا جائیکه یادم میاد خاطرات جوونی کردنهام با تو عجین شده

 

یاد اینکه هرچی برمی گردم به عقب قبل از وجود تو، توی زندگیم جوونی نکرده بودم نمیخوام جانماز آب بکشم و بگم ال بودم و بل بودم ولی میشه گفت آزادی هایی که مامان برام قائل شد از بعد از ورود تو به زندگی من بود.

 

میدونی یاد چه روزی افتادم ؟

 

 همون اوایل دوستیمون که باهات رفتیم که تو شلوار جین بخری .هنوز یادم میفته خنده ام میگیره . تو اصرار داشتی حتما یه جین blue black  بخری و من گفتم کمکت میکنم یه دونه خوبش رو پیدا کنی و تو نمیدونستی با تائید حرف من به چه دردسری میفتی . توی مغازه رفتن همانا و 17 تا دونه شلوار پرو کردن همانا.

 

قیافه ات دیدنی بود : عرق کرده ،کلافه،خجالت زده از پسر مغازه دار و رودروایستی از اعتراض به من

هنوز هم مزه اولین خرید رفتن با هم زیر دندونامه

 

یادته همون روز منم یه شلوار دمپا گشاد جین کرم رنگ که اون روز ها خیلی مد بود خریدم ؟ و تو متعجب بودی که چقدر راحت برای خودم خرید کردم یادته اولین حرفت بعد از بیرون اومدن از مغازه همین بود؟ که تعجب کردی اینقدر راحت انتخاب کردم و انتظار داشتی منم 17 تا شلوار پرو کنم؟هنوزم نمیدونم چطور برای خودم راحت انتخاب کردم!!!!!!!!

 

و الان از این خنده ام میگیره که چه جوری یه شلوار جین میتونه برات نوستالوژی ایجاد کنه و خودت هم توی این همه سال متوجه نشده باشی