من و دلنوشته هام

همینجوری
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤
 

1- نه اینجوری نمیشه

یه سری کار دارم که باید انجامشون بدم و هرچی فکر میکنم که چرا اقدام نمیکنم به جائی نمیرسم فکرکنم اول باید همه کارهام رو توی یه کاغذ لیست کنم و بعد بشینم اون لیست رو به ترتیب اولویت و اهمیت لیست کنم و شروع به انجامشون کنم

یه سری کارها مربوط به کارهای شخصیمه ، یه سری به خونه ام برمیگرده و طبعا کاملا شخصی نیست ، یه سری به وبلاگم برمیگرده ،یه سری به کارهای مدارکم و یه سری اداریه ، یه سری .....

وای یعنی من چقدر باید بدوم تا دونه به دونه اش انجام بشه

2- برای فنچ کوچولومون رفتیم یه جفت با یه قفس بزرگتر و خوشگل تر خریدیم از پریشب خونه مون با صدای خوشحالی این دو تا پرنده روح گرفته .

خیلی جالبه من تا الان نمیدونستم چقدر دوست داشتم پرنده داشته باشم و ازش لذت ببرم  از پریشب با آقای همسر چشم دوختیم به این دو تا موجود که بقولی دارند با هم آشنا میشن و دعا میکنیم زودتر تخم بذارند .

3- با بوی پائیز یه نوستالوژی عجیبی گریبانم رو گرفته میدونم این روزها همه همین حس ها رو دارند ولی امسال بجای اینکه دلم هوای مدرسه و کیف و کتاب رو داشته باشه ،هوای دوستان دوران مدرسه رو که دیگه از هیچکدوم خبر خاصی ندارم رو کرده دو شبه تا صبح دوستان دوران دبستانم رو خواب میبینم باید به لیست بند یک این رو هم اضافه کنم شاید باید بگردم پیداشون کنم .

4- با ید یک لیست هم از کتابهای داشته نخوانده ام و کتابهایی هم که باید تهیه شون کنم و بخونمشون هم تهیه کنم .

5- شدیدا به یه کافی نت دو ساعته برای سروسامون دادن به وبلاگم و ایمیلم احتیاج دارم ولی اصلا وقتش رو نمیتونم فراهم کنم .