من و دلنوشته هام

یک تجربه شیرین
نویسنده : آي تك - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٩
 

این پا و اون پا میکنی اونم نه یه روز و دوروز بلکه سه ماه ، بهش خیلی فکر میکنی آخه جزو معدود دوستهای این روزهات بود که میتونستی بگی سرش به تنش میارزه ولی یه سوءتفاهم ،یه سوءبرداشت باعث شد ازت دلگیر بشه با خودت کلنجار میری که بهش زنگ نزنی تا سه ماه هم دووم میاری آخه مطمئنی که اشتباهی مرتکب نشدی و اون اشتباه برداشت کرده ولی هرچی که هست این اشتباه برداشت کردن باعث شده سه ماه بی خبر باشی ازش ولی خب اون روحیه غدت اجازه نداده که زنگ بزنی حداقل بهش بگی که اشتباه میکنه .

یهو دیروز که داشتی دم گاز کتلت ها  رو یکی یکی مینداختی توی ماهیتابه خیلی بی دلیل دستت میره سمت تلفن و تا قبل از اینکه دوباره مثل دفعات قبل پشیمون بشی شماره اش رو تند تند میگیری چشمهات رو می بندی و یه نفس عمیق میکشی و با شنیدن الوی طرف مقابل چشمهات رو باز میکنی و با لبخند میگی سلام عزیزم.....

به همین راحتی ، اولش احساس میکنی که باهات سرسنگینه ولی بعد که بهش توضیح میدی و البته یه معذرت خواهی مصلحتی هم چاشنی اش میکنی میبینی باز همون دوست نازنین سه ماه پیشت شد طوری که وقتی ازش دعوت کردی هفته دیگه بیاد خونتون با روی گشاده پذیرفت .

این قضیه درس خوبی بهت میده ،اینکه یه موقعهایی آدم برای بدست آوردن چیزهایی که دوست داره باید غرورش رو بذاره زیر پاش اینکه از معذرت خواهی کردن ولو اگه بدونه مقصر نبوده چیزی ازش کم نمیکنه ،اینکه توی این دوره زمونه که دوست خوب کمه بخاطر حفظ یه دوستی با ارزش باید یادت بره ازت 4 سال کوچکتره ، اینکه وقتی احساس هم بکنی که سوءتفاهمی پیش اومده به راحتی گوشی رو برداری و بهش توضیح بودی که متوجه بشه عمدی درکار نبوده ،کاری که تو دیشب کردی و چیزی ازت کم نشد ،کاری که اگه سه ماه پیش انجامش داده بودی شاید بهتر بود .وقتی میبینی اون هم ازت معذرت خواست میفهمی کار خوبی کردی و یپبهش زنگ زدی چون با توضیحاتت فهمید که اشتباه برداشت کرده .

ولی دیر نشده ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است شایدم اگه اون موقع زنگ زده بودی نتیجه ای به این خوبی نمیگرفتی چرا که اون موقع شاید دوستت خیلی به حرفت گوش نمیکرد ولی دیشب تو بزرگی کردی و دوستت متوجه شد .