من و دلنوشته هام

غرقم در زندگی غرقم در سرخوشی
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٦
 

مثل خیلی از روزها دخترک دامن چین داری را که مخصوص رقصش دوخته شده پوشیده و تور بلندی را با سنجاق روی سرش چسبانده و دارد با آهنگ شادی که از کانال ماهواره پخش می شود می رقصد تو هم نگاهش میکنی و ته دلت تحسینش می کنی از اینهمه شاد بودنش

 شاید یکی از عمده ترین تفاوتهایش با بچگی های تو در این است یادت نمی آید که در بچگی چنین دامنی پوشیده باشی و یا چنین توری به سرت  زده باشی شاید یکی دو بار که آن هم حتما به اصرار یک همبازی برای همراهی بوده است .

تا جائیکه یادت می آید دختر یکی یه دونه ای بودی که گوشه اتاقت یا در حال نقاشی کشیدن بودی یا در حال یک بازی فکری مثل پازل و خانه سازی و .... و یا چشمانت به در بود که پدر وارد شود و روی مبلهای مامان بالا بلندی بازی کنید کاری که همیشه جیغ مامان را در می آورد

در همین افکار غرقی که دخترک دستت را میگیرد و از تو میخواهد تا با رقصش همراهی کنی البته اول باید شلوار جینت را با یک دامن چین دار عوض کنی لبخندی میزنی و از دخترکت میخواهی چند لحظه صبوری کند تالباست را عوض کنی . کمدت را که باز میکنی یادت می افتد که تو اصلا دامن چین دار نداری و برای دخترکت غصه میخوری و به خودت قول میدهی حتما تهیه کنی و یک مانتوی چین دار قدیمی را میکشی بیرون تا دل دخترکت را راضی کنی .

خنده های دخترک نشان از رضایت دارد خودت را در آینه نگاه میکنی و خنده ات میگیرد .

شروع میکنی با دخترک رقصیدن و چرخیدن و بالا پائین پریدن .

دخترک ذوق میکند خوشحالی میکند و می پرد بغلت و با خوشحالی دستانت را می بوسد . تو هم خوشحالی از خوشحالیش . مگر غیر از این چه میخواهی از زندگیت .

در حالی که با هم جیغ میکشید و میخندید و می دوید به این فکر میکنی که چقدر همسایه ها از دست شما دونفر در عذابن آنهم در این خانه های جدیدی که دیوارهایش جنس کاغذی دارند .

در همان حال خوشی هستین که یک آن ساق پایت میگیرد نه میتوانی بنشینی نه میتوانی کاری بکنی که دخترک غصه بخورد به بهانه ای به آشپزخانه می روی و نگاه غمناک دخترک را که به دنبالت است را میبینی میخندی و با همان دردی که سعی در پنهان کردنش داری برمیگردی و ادامه میدهی .

شب وقت خواب تمام بدنت درد میکند ولی دردی لذت بخش قبل از خواب با خودت حرف میزنی: یادت باشد یک دامن چین دار بلند تهیه کنی و حتما کلاس ورزش ثبت نام کنی .

باید دخترک همیشه مثل امروز خوشحال باشد باید خوشحال باشد به هر قیمتی

 

 

÷.ن١ : راستی کسی کلاس آموزش عروسک بازی با کودکان نمیشناسه من اصلا بلد نیستم و دخترک شدیدا مشتاق به خاله بازی است گاهی اوقات بجای اینکه اون از دست من ناراحت بشود از اینکه بلد نیستم خودم شاکی میشم

 

÷.ن٢: میدونم دو تا÷ست آخرم دخترکانه شد ولی باور کنید این روزها غرقم در دخترک و زندگی دونفره مان البته تا زمانیکه ÷در بیاید و من غرق شوم در زندگی شیرین سه نفره مان