من و دلنوشته هام

من لاک پشت
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩
 

روزها یکی بعد از دیگری میگذرند و تو میمونی با کوله باری از کارهای نکرده که یا وقت نمیکنی انجامشون بدی یا وقت میکنی شرایطش جور نیست

تا کی باید منتظر لحظاتی باشی که بتونی وقت آزاد گیر بیاری کارهات رو سروسامون بدی و وقتی در کمال خوشحالی اون وقتها برات فراهم میشن دیگه شرایط انجامشون رو نداری

ولی من انجامشون میدم شاید یک کمی طول بکشه ولی بالاخره انجامشون میدم همونجوری که توی این مدت تونستم

شاید اونها سوار یه خرگوش گریزپا باشن و من سوار یه لاک پشت  فس فسو ولی بالاخره لاکپشته هم میتونه جلو بره مگه نه؟