من و دلنوشته هام

اندراحوالات این روزها
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٩
 

1-اووووووووووووف راحت شدم نمیدونم قبول میشم یا نه ولی این رو میدونم که الان نفس راحت میکشم از مدرسه ای که کنکور رو دادم اومدم بیرون با یه حس سبکی فکر نمیکنم اون سالی که اولین بار کنکور دادم و صد البته اولین رشته انتخابی ام رو قبول شدم اینقدر احساس سنگینی داشتم اون سال خیلی بیشتر از اینها خودم رو درگیر کنکور و تست و ... کرده بودم ولی امسال  فقط یه ماه آخر رو جدی گرفتم ولی واقعا با بچه داری و شوهر داری و کار خونه و انتظارات خانواده ها خیلی سخت بود  اگه قبول شدم فبها اگه نشدم دیگه سراغش نمیرم هرچند امسال یه خرده به نظر سوالها سخت تر بود یعنی درواقع استاندارد سوالها با سالهای قبل فرق میکرد نمیدونم هرکی ازم میپرسه چه جوری بود جوابی ندارم بدهم.

2-این چند روزه هم اینقدر کار عقب افتاده داشتم که هیچ استراحتی نداشتم حتی فرصت نمیشد بیام وبلاگم رو آپ دیت کنم .هروقت هم مینشستم ÷ای اینترنت فقط دلم میخواست به این و اتون سر بزنم حتی دلم نمی خواست برای کسی کامنت بذارم یه جور خاصی بودم .

3-دوسه ساعت دیگه داریم میریم همدان نامزدی بچه دختر عموم فکر کنم نامزدی خوبی بشه برای من که اینقدر خسته شدم با یه تیر دو نشونه هم مهمونی و رقص و خوشگذرونیه هم مسافرته فکر میکنم چهار پنج روزی نباشیم

4-کسی میدونه من چرا نمیتونم لینک جدیدی به وبلاگم اضافه کنم ؟ هرکاری میکنم چند تا لینک از دوستان رو اضافه کنم نمیشه در واقعا همه مراحل رو میپذیره ولی در نهایت هیچی دیده نمیشه و اضافه نمیکنه چرا؟

5-به این وبلاگ تازه تاسیس هم سر بزنین یه وبلاگ با کارتونها و آهنگهای جالبی که به درد کوچولوهامون میخوره منکه خیلی خوشم اومد هم کارتونهای جالبی رو میشه دانلود کرد هم شعرهای شادی رو

www.kocholohamon.persianblog.ir

6- ا راستی یه چیزی یادم رفت بگم میدونین اولین کاری که بعد از کنکور اومدم خونه که کردم چی بود؟خب معلومه هرچی کتاب درسی بود ریختم توی یه کیف و ته کمد گم و گورش کردم و پریدم توی تخت و کتاب کافه پیانو رو که چند روز پیش خریده بودم و شروع به خوندن کردم نمیدونین چه لذتی داشت .