من و دلنوشته هام

تولدم مبارک
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤
 

یکسال دیگر هم بزرگتر شدم واقعیت اینه که اصلا احساس پیری نمیکنم و وقتی میگم بزرگتر شدم منظورم واقعا بزرگ تر شدنه شاید برای خیلی ها خنه دار باشه ولی من هنوز احساس نمیکنم توی یه سنی هستم که اسمش دهه سی زندگیه من هنوز احساس یه دختر 18 ساله ای رو دارم که یه موقعهایی با یه نسیم بهم میریزم و یه موقعهایی هم یه طوفان نمیتونه تکونم بده هنوز یه موقعهایی به دخترک که من رو مامی صدا میکنه با تعجب نگاه میکنم یعنی واقعا من مادر این موجود کوچولو هستم؟ هنوز هم بعد از 7 سال متاهلی یه موقعهایی به درودیوار حونه ام که نگاه میکنم با تعجب توی دلم میگم یعنی من خانم این خونه ام ؟

این حسم ر دوست دارم با وجودیکه یه وقتهایی به ضررم تموم شده یه جاهایی که باید بعنوان یه خانم 30 ساله روی حرفهام حساب باز کنند و بخاطر رفتارهای 18 ساله ها تحویلم نمیگیرند حرص میخورم بعد دوباره یادم میره چون حتی خودم یه موقعهایی نمیتونم ذدرک از سی سالگی ام داشته باشم

وقتی به ده سال گذشته ام فکر میکنم میبینم من مشکلاتی رو زیر پام گذاشتم و تحمل کردم که هیچوقت یه مرد 40 ساله اش هم نمیتونسته اینجوری با مشکلاتش مبارزه کنه . نمیدونم شاید این ضدونقیض بودن روحیه ام برمیگرده به اینکه من یه خردادیم اونم از نوع نیمه خردادش

سی سالگی به نوعی نقطه عطف زندگی من بشما ر اومد تصمیم برای خونه نشستن ، اولین تدریس جدی زندگیم، تصمیم برای ادامه تحصیل و باز کردن وبلاگم و نوشتن حرفهای دلم ودر همین راستا پیدا کردن دوستهایی که شاید الان جزو عزیزترین دارائیهای من حساب میشن و ..... مسائلی بود که تا 29 سالگی فقط یه هوس بود ولی توی سی سالگی پیگیرش شدم . البته توی همین راستا از نظر روحی خیلی اذیت شدم فشارهایی رو که ناخواسته تحمل میکردم خیلی اذیتم کرد ولی وقتی برآیندش رو در نظر میگیرم در کل سال خوبی برام بود . بحران سی سالگی رو که خیلی ها متذکر شده بودند رو از نزدیک لمس کردم و حس کردم ولی وقتی به سال گذشته نگاه میکنم دوستش دارم خیلی خیلی دوستش دارم سال پیش یه همچین روزی خیلی افسرده بودم چرا که از عدد سی میترسیدم ولی الان سی و یک سالگیم رو دوست دارم چرا که تا حدودی سی سالگی و تصمیماتی که توش گرفتم راهم رو هموار تر و مشخص تر کرده . هرچند واقعا نمیتونم نقش مثبت آقای همسر رو نادیده بگیرم . تو واقعا فوق العاده ای ازت ممنونم . توی سی سالگی ام خیلی بهم کمک کردی . من اگه تورو نداشتم شاید نمیتونستم هدفهای سی سالگیم رو از نزدیک لمس کنم ازت ممنونم که توی این راه مثل همیشه همراهم بودی

سی و یک سالگی ام  دوستت دارم تو هم قول بده مثل سی سالگی همراه خوبی باشی تازه از تو به اندازه یکسال انتظار بیشتری دارم.