من و دلنوشته هام

پست توالتی
نویسنده : آي تك - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤
 

مثل هرروز که عادت داری کف دستشویی رو بشوری کفپوش و دمپائی ها و لگن دخترک رو میذاری بیرون که دخترکت با جیغ و داد سر میرسه که من بشورم امروز من بشورم و تو که شعف و درخواست رو از چشماش عمیقا احساس میکنی توی دلت میگی هوا که گرمعه بذار بچه یه آب بازی بکنه بعدش میرم خودم دوباره تمیزش میکنم

 

دامن دخترک رو در میاری و دمپائی های دستشوئیش رو پاش میکنی و شیر آب رو باز میکنی و میائی بیرون ، میری سراغ لباسهای تیره ای که باید بندازیشون توی لباسشوئی

 

یه ساعتی دخترک درگیر شستن دستشوئیه فقط یه بار با عجله با پاهای خیسش بدو بدو میره آشپزخونه و تو که داری کشوهای بیرون ریخته شده اتاق دخترک رو مرتب میکنی فقط یه نیم نگاهی بهش میکنی ،میبینی که میخنده و بدو بدو برمیگرده دستشوئی رو بشوره دلت نمیاد بهش بگی با دمپائیهای خیسش خونه رو خیس کرده توی دلت میگی عیب نداره بعدش تی میکشی

 

نیم ساعت دیگه کار دخترک تموم شده و صدات میکنه میبینی با همون آبی که کف دستشوئی رو گرفته همه جای دستشوئی تمیز شده  آخه این کار هرروزه توئه و زیاد کثیف نیوده

 

میبوسیش و با حوله میری سراغش و توی گوشش میگی دوسش داری و از اینکه اینقدر بزرگ شده و کمکت میکنه بهش افتخار میکنی اونم در مقابلیش با خنده بوست میکنه و از اینکه گذاشتی آب بازی کنه و توی کار خونه کمکت کنه محکم تر بغلش میکنی و قربون صدقه اش میری و میاریش بیرون

 

 میری سروقت ماشین لباسشوئی که کارش تموم شده و لباسها رو در میاری یعنی چه؟؟چرا اینا اینجوری شدند؟زاههای سفیذ بغل شلوار گرمکن دخترک که سرمه ای بود الان رنگ پس داده یعنی چه ؟ هیچوقت اینجوری نمیشد وای نوشته سفید روی سینه تی شرت یشمی آقای همسر هم سبز شده چرا؟من که از همون مایع همیشگی استفاده کردم نگاهی به درجه دمای ماشین میکنم وای کی اینو دست زده درجه اش روی نوده ؟ دخترک پشت سرته میگه مامی من کمکت کردم دیگه اینو چرخودم که بهتر بشوره !!!!!!!! چی داری بگی ؟ هیچی

 

میری در دستشوئی رو باز میکنی که وسایلس رو که گذاشتی بیرون بچینی یه صحنه ای میبینی که یه لحظه میخکوب میشی : دخترک کل رل دستمال توالت رو انداخته توی توالت فرنگی و همه دستمالهای آب شدند و سوراخ دستشوئی رو گرفتنتد ازش سوال میکنی چرا اینکار رو کردی فقط نگاهت میکنه میری با یه بدبختی همه رو میکشی بیرون و میندازیش دور

 فقط توی دلت میگی تا تو باشی حس برت نداره و فکر کنی دخترکت بزرگ شده خیلی مونده تا روی کمکهاش حساب باز کنی