من و دلنوشته هام

من شاکرم
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱
 

امروز صبح که اومدم سر کار یه برگه روی میز اتاق مدیرم دیدم به این مضمون:

خدا را شکر

خدارو شکر که تمام شب صدای خرخر همسرم را میشنوم.... این یعنی اینکه او زنده و سالم در کنار من خوابیده است

خدا رو شکر که مالیات می پردازم....این یعنی من شغل و در آمدی دارم و بی کار نیستم

خدا رو شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع می کنم ...این یعنی در میان دوستانم بوده ام

خاروشکر که کمی لباسهایم برایم تنگ شده است.... این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم

خداروشکر که در پایان روز از خستگی از پا در آمده ام....این یعنی توان سخت کار کردن را دارم

خداروشکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ....این یعنی من خانه ای دارم

خداروشکر که جایی برای پارک نمودن پیدا کردم....این یعنی اتومبیلی برای سوار شدن دارم

خداروشکر که سرو صدای همسا یه ها را میشنوم....این یعنی من توانائی شنیدن دارم

خداروشکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم ....این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.

خداروشکر که گاهی اوقات بیمار می شوم ....این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم

خدارو شکر که خرید هدایای سال نو جیبمراخالی می کند....این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.

خدارو شکر که رروز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم...این یعنی من هنوز زنده ام

 

از نوشتن این مطلب منظور داشتم شاید ناشکری باشه ولی من اصولا ازیه همچین عقیده ای خوشم نمیاد یعنی در واقع از شکر کردن بدم نمیاد ولی کسانیکه اصرار دارن بهت بقبولونن که باید از داشته هات شاکر باشی و راضی خوشم نمیاد احساس میکنم اینجور آدمها به هدف توی زندگی اعتقاد ندارند یعنی از نظر من کسانیکه زیادی راضی از وضعیت موجود زندگیشونن راه پیشرفت رو به روی خودشون میبندند

در اینکه باید از داشته هایمان احساس خوبی داشته باشیم و شاکر باشیم شکی نیست ولی اکثر افراد با یه همچین عقیده ای باعث میشن زندگیشون رکود داشته باشه

از نظر من باید شاکر بود ولی نباید این احساس خوب باعث بشه هر لحظه از زندگی خودمون رو با پائین دستی مون مقایسه کنیم و یه نفس عمیقی از سرخوشی بکشیم و بگیم خداروشکر که من مثل فلانی مستاجر نیستم و یه خونه 70 متری دارم که وای به اون روز چون اون 70 مترت تبدیل به 71 متر نخواهد شد البته این بعد مالی قضیه است در ابعاد معنوی هم همینطوره اینکه خدا رو شکر کنم که من فقط پام درد میکنه خدارو شکر آخه بغل دستی ام هم پاش درد میکنه هم صحیح نیست

چرا خودمون رو با یه آدم موفق تر نسنجیم ؟‌چرا نگیم خداروشکر که لیاقتش رو داشتم که مثلا لیسانس بگیرم ولی خب بعد از لیسانس یه فوق لیسنانسی هم هستا ( البته هر کسی یه سری اهداف تعریف شده برای خودش داره من فقط مثال زدم )

نمیدونم ولی از اینکه توی خیابون مردم رو می بینم که وقتی به یه جوون علیل می رسن یه آهی میکشن و میگن خدا یا شکرت بدم میاد چرا وقتی یه جوون ورزشکار رو میبینیم توی دلمون نمیگیم منم باید تلاش کنم و یه ورزشکار بشم هان؟

من شاکرم ولی قانع نیستم خیلی وقتها این عقیده مخالفینی داشته مثل امروز صبح که بعد خوندن اون تیکه یادداشت اکثر همکارانم با من مخالفت میکردن ولی میدونم این شکر کردن های بی خودی غیر از اینکه جلوی اهدافم رو بگیره

من شاکرم که یه تن سالم ، یه خونه نقلی ، یه همسر مهربون ، یه دخمل شاد و سالم ،یه پدر و مادر فهمیده و .... دارم

ولی این باعث نمیشه که همه اش بگم خدا رو شکر من شوهرم مهربونه شوهر فلانی دست بزن داره ،خدا رو شکر من فقط دستم درد میکنه ولی فلانی فلجه،خداروشکر که خونه ام 70 متره فلایم خونه اش 40 متره ووووو

میگم خب شوهر من مهربونه ولی باید تلاش کنم مهربونترش کنم،خب من باید تلاش کنم این دست دردم رو هم مداوا کنم،باید تلاش کنم خونه ام رو تبدین به احسنت کنم، ولی از اینکه توی این سن این امکانات رو تونسته ام فراهم کنم و قدرتی در خودم احساس میکنم که میتونم با این قدرت پیشرفت کنم شاکرم

 

 

 

پ.ن1: اگه کسی بخواد  بعد از 7 سال از محل کارش خیلی خیلی دوستانه استعفا بده چه متنی باید بنویسه که هم احساس قدرشناسانه نسبت به مدیرش و محل کارش داشته باشه هم متن رسمی داشته باشه باید چکار کنه؟ گیر کردم با اینکه همیشه نامه نگاری اداریم خوب بوده این دفعه رو کم آوردم بدادم برسین